جالبکده
سرگرمی

افشاگری های جنجالی در مورد فرازمینی ها

” من مشتاقانه منتظر روزی هستم که قضیه سری بودن تماس فرازمینی ها تمام شود و نژاد ما بتواند وارد مرحله بعدی تاریخ خود در مقیاس کیهانی کنونی شود ” .

درباره دکتر ولف:

طبق سنت مرسوم ، مافوق هایش تقریباً تمامی سوابق اش را از جمله سوابق دانشگاهی اش ، درجه هایی که گرفته بود و همکاری اش با سازمان سیا و سازمان امنیت ملی و شورای امنیت ملی را پاک کرده اند .

چنین اقداماتی در خصوص کسانی که در برنامه های با دسترسی ویژه اما تصدیق نشده کار می کنند رایج است . چون روئسایشان می بایست در مورد افشاگری هایی که رخ می دهد گوش به زنگ بوده وسیاست ” خیلی موجه حاشا کن ” را در پیش بگیرند

. دکترولف گفته که در آزمایشگاه هایی در منطقه ۱۴ و s1 و پایگاه نیروی هوایی رایت پترسون ) بخش فن آوری بیگانه ( و همچنین در پایگاه ایندیان اسپرینگ کارکرده و پنج سال هم در Dulce ( پایگاه زیرزمینی فعال در زمینه اشیاء پرنده ناشناخته واقع در نیو مکزیکو ( بوده .

 من هر روز با موجودات فرازمینی سروکار داشتم و یک چهارم زندگیم را با آنها  گذرانده ام .

او در مقام یک دانشمند مشاور در خصوص موضوعات مربوط به فرازمینی ها برای رئیس جمهور آمریکا و شورای امنیت ملی فعالیت می کرد . او عضو گروه مطالعاتی ویژه ۴۰– MJ بود و به سمت ریاست گروه پیشگامش – تیم آلفاکام – منصوب شده بود که تخصصشان گرد آوری اطلاعات در خصوص نژادهای متفاوت فرازمینی بود .

دکتر ولف می گوید که در عصب شناسی مدرک پزشک دارد و سی سال در این حرفه مشغول کار و فعالیت بوده . در فیزیک نظری دکترا دارد و لیسانس در بیوژنتیک و دکترای حقوق بین الملل و دکترای علوم کامپیوتر هم دارد .

پس از انتشار کتاب منحصر به فرد دکترولف در جولای ۱۹۹۶ به نام ” تسخیر کنندگان ملکوت : یک سه گانه ” علاقه مندان به یوفو و یوفولوژ یست ها برای نخستین باربا او آشنا شدند .

این کتاب در اصل درباره تجربیاتش بعنوان یک مامور دولت در حین کارش است . از آن زمان محققان برجسته ای چون جیمز کورانت ، مایکل هسمان ، دکتر استیون گریر ، هنری بل و بروس برگس شیوه او را در پیش گرفته از او تقلید کرده اند.

فرازمینی ها-دکتر ولف

. پانزده سال طول کشید تا در نهایت بالادستی ها اجازه دادند که او این کتاب را منتشر کند . اما شرطشان این بود که کتاب باید به شکل داستانی باشد و سه تکذیبیه متفاوت هم در خصوص واقعی بودنش در سرآغاز کتاب درج شود و همچنین ” تسخیرکنندگان ملکوت ” باید قبل از انتشار مورد بازبینی قرارگیرد

. او می گوید: ” دوست دارم روی سنگ قبرم بنویسند : ” او از تشریفات دست و پا گیر اداری درگذشت ” .

اگرچه ادعاهای دکتر ولف بیشتر علمی – تخیلی به نظرمی رسد اما در صورت واقعی بودن او احتمالا  بلند پایه ترین ماموردولتی است که تا این حد اطلاعات را افشا کرده . اطلاعاتی  که در خصوص پنهان کاری در مورد یوفوها و واقعی بودن فرازمینی ها است و اگر چه به اجمال مطرح شده اند اما بسیارجالب و وسوسه انگیز بوده و بصیرت فوق العاده ای به ما عطا می کنند.

فرازمینی ها

اما ادعاهای دکتر مایکل ولف درباره ی فرازمینی ها

♦ رونالد ریگان و جرج بوش اطلاعات وسیعی درباره فرازمینی ها داشتند به ویژه جرج بوش ( بوش پدر .م ) که رئیس سابق سی ای ای بود . بیل کلینتون اطلاعات کمی در مورد فرازمینی ها  داشت . او درباره منطقه ۱۴ می دانست اما درباره S1 نه .

♦ نخستین سقوط و بازیابی یک سفینه فرازمینی در آمریکا در ۴۸۱۴ در اقیانوس بخش غربی سن دیگو رخ داده . نیروی دریایی این سفینه را بازیابی کرد اما خاکستری های درون آن ) زتا رتکولی ها ( مرده بودند . سفینه و اجسادش را به بخش فن آوری بیگانه در پایگاه نیروی هوایی رایت پترسون در دیتون اوهایو منتقل کردند و گروه مطالعات ویژه Retfours آنها را بررسی نمودند . بعد از اوراق کردن اجزاء سفینه آن را به۱ S و ایندیان اسپرینگ در نوادا فرستادند . این سفینه به خاطر آزمایش یک رادارپالس تازه اختراع شده در نزدیکی جزیره Tinian واقع در سه مایلی جنوب – جنوب غربی Saipan سقوط کرده بود

♦ نیروی دریایی ابالات متحده نسبت به دیگر سازمانها و ارگانها در جایگاه رهبری تمام موارد مربوط به اشیاء پرنده ناشناخته قراردارد

♦ سقوط رازول در جوالی ۴۸۱۱ رخ داده و اینکه گزارش سرهنگ کورسو در کتاب ” روز پس از رازول ” صحیح است . دکترولف در مقام مامور رسمی دولت فهرستی از سفینه های فرازمینی سقوط کرده و بازیابی شده بین ۴۸۱۴ تا ۱۱ را در اختیاردارد که مایل نیست چند نمونه دیگر را مثال زده و افشا کند

♦  بعد از یک طوفان الکتریکی دو یوفو دیگر پس از برخورد با هم در رازول سقوط کردند . براساس رنگ پوستشان سرنشینان یکی از سفینه ها خاکستری بودند و آن یکی بیگانه های نارنجی . گونه های نارنجی از سیستم ستاره ای آندرومدا آمده بودند

♦ فیلم کالبد شکافی بیگانه که توسط شخصی به اسم سانتیلی منتشر شده واقعی است . دکتر ولف خود فیلمهای کوتاه دیگری را دیده و شاهد کالبد شکافی یک موجود فرازمینی نارنجی بوده . دلیل گیج کننده بودن قضیه این است که همزمان روی دو موجود فرازمینی متفاوت دو کالبد شکافی متفاوت انجام شده

♦ در کالبد شکافی فرازمینی نارنجی مشخص شده که سر خیلی بزرگی دارد و چشمهای بزرگ سیاه ِ فاقد عنبیه . دست و پاهایش شش انگشت دارد . مغزش چهار لوب دارد .پیشرفته تر است و ارتباطی با جسم پینه ندارد . سیستم بینایی و عصبی اش متفاوت و سیستم گوارشش اسفنج مانند است . دکتر ولف می گوید که یکی از این موجودات را زنده دیده.

♦خاکستری ها گونه های متفاوتی هستند . اوبا گونه های تکامل یافته ترکارکرده که برخالف نظر رایج ، آنها دارای فردیت و حس شوخ طبعی بودند . دکتر ولف هرگز خاکستری را ندیده که باعث بیزاریش شود . برای او آنها خیلی خودمانی بودند . این خاکستری ها از بغل کردن وبوسیدن انسانها لذت می بردند ! . این قضیه بعضی از همکارانش را ناراحت می کرده که یکی از آنها کیسی فیسی بوده . دهانشان و پوست نرمشان حسی شبیه به لمس پوست دلفین را ایجاد می کند . دکتر ولف از طریق تله پاتی با ای تی ها ) بیگانه ها ( ارتباط برقرارکرده بود . او با یکی از آنها به نام Kolta دوست صمیمی شده بود . عکسی که از این خاکستری روی جلد کتابش چاپ شده توسط یکی از دوستان دریا سالارش گرفته شده

فرازمینی ها
فرازمینی ها

♦ داد وستد فعالی بین خاکستری ها و نارنجی ها وجود دارد . دکترولف می گوید : ” معنی داد و ستد برای ای تی ها فرق می کند . آنها دانششان را در زمینه فن آوری و فلسفه با یکدیگربه اشتراک می گذارند و برای یادگیری از فرهنگ یکدیگر افرادشان را به سیارات یکدیگرمی فرستند

♦ او با ای تی های انسان نمایی از سیستمهای ستاره ای آلتایر و پلیادینها گفتگو کرده که با نام مستعار نوردیکها و سمتیکها از آنها یاد می شود . دکتر ولف توضیح داده که آنها نژادی به غایت معنوی بوده و بیشتر بعنوان مشاوران کهکشانی فعالیت می کردند . عکسی از یک دوست پلیادیانی به نام Sara در پشت جلد کتابش چاپ شده .

♦در اول ماه می ۱۹۹۴سوتفاهم کوچکی بین خاکستری ها و انسان ها در S1 رخ داد . طی رونمایی از یک رآکتورضد ماده کوچک ، رئیس ای تی ها از سربازان نگهبان کلاه آبی خواست که سالح ها و گلوله هایشان را از اتاق خارج کنند . یک اقدام احتیاطی تا مبادا طی انتشار انرژی به شکل تصادفی از یکی از این سالح ها گلوله ای شلیک شود . نگهبانها امتناع کردند و در هیاهوی و جنجال پس از آن یکی از کاله آبی ها حاضران را به رگبار بست و یک خاکستری و دو دانشمند و ۱۴ پرسنل نظامی کشته شدند . نگهبانی که از این مخمصه جان به در برده بود شهادت می دهد که خاکستری ها از یک نوع انرژی ذهنی هدایت شده در دفاع از خود استفاده کرده اند

فرازمینی ها
فرازمینی ها

♦ تعدادی از دانشمندانی که امروزه بعنوان مامور دولت کار می کنند در بچه گی به خاطر توانایی ذهنی و هوشمندیشان توسط خاکستری ها ربوده شده اند . آنها برای کارهای پیش رو برنامه ریزی شده و دورگه هستند

♦ نخستین مأموریت مهمش کار در کنار کارل ساگان و دیگردانشمندان طراز اول بود . کارشان درک پیچیدگی های یک جور برج مراقبت غول آسای بیگانه بود که نام مونالیت را به آن داده بودند . این برج غول آسا را اولین بار فضانوردان روسی یوری گاگارین و فضانورد آمریکایی آلن شفرد در ۱۹۶۱ در حالیکه در فضا شناور بود کشف کرده بودند . آنها در ۱۹۷۲ برای تحقیق بیشتر روی این برج مراقبت بازگشتند . دکتر ولف آن رابه شکل یک کارت پستال حاشیه دار توصیف می کند . هر دو سوی این مونالیت نورانی است . نوای سیگنالی همراه با زبان ریاضی از آن ساطع می شود

♦ در حالیکه این سیگنال ها تغییر می کنند شما چشم خودتان را ببندید . در چشم ذهنتان شما یک فیلم سه بعدی از کهکشان را خواهید دید . اما در واقع شما بخشی از یک فیلم را می بینید . ” برخی از تصاویری که گفته می شود از طریق تلسکوپ هابل به دست آمده است را من بیست و پنج سال پیش دیده ام . ” دکتر ولف می گوید که مونالیت های بسیاری در فضا هستند که توسط گروهی از نژادهای فرازمینی ساخته شده اند

♦کارل ساگان پیوسته واقعیت وجود فرازمینی ها را انکارمی کرد چون مافوق هایش تهدید کرده بودند که در غیر اینصورت بودجه موسسه اش را در دانشگاه کورنل قطع خواهند کرد

♦ دکترولف در انواع آزمایشهای ژنتیکی نقش داشت . یکی از آنها پروژه Sentinel بود . بعداز موفقیت تکنیکهای شبیه سازی روی حیوانات ، دکتر ولف و دستیارانش موفق شدند یک انسان مصنوعی به نام Omega Type-J را خلق کنند . مافوق هایش سربازهایی فوق العاده تیز هوش و پر قدرت می خواستند که بدون چون و چرا و ترس دستورها را اجرا کنند . اما دکترولف وقتی فهمید که گونه Omega Type-J روح دارد بخش هوشمندش را بااصول اخلاقی برنامه ریزی کرد . وقتی این گونه از کشتن یک سگ بی آزار سرباز زد مافوق هایش از ادامه این پروژه منصرف شده و آن را منحل کردند . در عوض دکتر ولف به جای نابود کردن Omega Type-J او را آزاد کرد و این موجود هوشمند اکنون  جایی در امریکا زندگی می کند

♦ ۱۲MJ وجود دارد و در حال حاضر سی وشش نفر عضو آن هستند . دکتر ولف مایل به افشای اسامی آنها نیست اما برخی از اعضاء را تایید می کند . از جمله وزیر خارجه سابق آمریکا هنری کسینجر و پدر بمب هیدروژنی ادوارد تلر که در حال حاضر عضو این گروه هستند . ۱۲MJ جلسه های منظمی در مکان های سری برگزار می کند از جمله در موسسه بتل مموریال در کلمبوس واقع در اوهایو

فرازمینی ها
فرازمینی ها

♦ در پروژه Sentinel خاکستری ها دخیل بوده و همکاری زیادی داشتند . دانش گسترده فرازمینی ها در زمینه ژنتیک برای موفقیت آن ضروری بود . Omega J از دوره جنینی درون یک تانکر آب رشد کرده بود . با استفاده از دکتر ولف بخشی از دی ان ای او را آماده کردند . قبل از اینکه او را بیدارکنند دقیقآً یکسال طول کشید . دکتر ولف می گوید : ” وقتی او از تانکر بیرون آمد حدوداً بیست ساله به نظرمی رسید ” . وقتی Omega J هشیار شد به یک توله سگ علاقه  پیدا کرد . او ذهنش آکبند بود و پشت سر هم سوال می پرسید . او می خواست همه چیز را بداند . دکتر ولف فیلم هایی درباره جنگ ها و درگیری های گذشته رخ داده بر زمین به او نشان داد . وقتی او این صحنه های وحشتناک را دید گریست . ” برای درک ما وقع به او فیلمهای بیشتری را نشان دادم ” . خلاف انسان های معمولی که فقط می توانند از ۱۰ % مغزشان استفاده کنند او می توانست از ۵۰ % مغزش استفاده کرده و چندین زبان یاد بگیرد . وقتی توانایی ذهنی اش آزمایش شد هوشش فراتراز انتظار بود . رابطه او با دکتر ولف رابطه پدر و پسری بود

♦ از طریق آنچه به اصطلاح  قطع عضو احشام گفته می شود بافت جانور را جدا کرده و از آن برای تولید اندامک ها وبخش های سلولی ویژه استفاده می کنند که کارکرد و شباهتشان شبیه یک ارگان است که می تواند برای فیلتر کردن مواد آلاینده از هوا ، آب وغذا در انسان ها کار گذاشته شود … آزمایش ها روی دورگه ها – نیمی زتا ونیمی انسان – یا به قول دکتر ولف ” میانی ها ” انجام می شده . این اندامک ها می توانند برای تغییر هورمن های بدن وهمچنین جهت تغییر پیش سازه ها یا پیش زمینه های مغزی از سمی به غیر سمی استفاده شوند . این سلول ها بسیارریزو خرد می باشند و روش آنها غیر تهاجمی است . همچنین ژنتیک احشام بسیار شبیه انسان است.

 

♦وقتی مافوق های دکتر ولف به او دستور دادند که Omega J را نابود کند او با کمک دوستانش Omega J را قاچاقچی از منطقه ۱۴ خارج کرد.

♦ احساس گناه می کردم که موجودی(فرازمینی) دارای احساسات و روح را بسازیم و بعدش به جنگ بفرستیم . Omega J در امنیت به سر می برد و حالش خوب است . چند اندامک در بدنش کار گذاشته شده که او را از بیماری های رایج مصون نگه می دارد . او می داند که کیست و چگونه خلق شده . Omega J تقریباً شبیه انسان است و می تواند به راحتی در معاینات پزشکی نمره قبولی بگیرد .

فرازمینی ها
فرازمینی ها

زتاها از این نتیجه خوشحال بودند . Omega J به من گفت که دوست دارد معلم شود . دکتر ولف بر این اعتقاد بود که این یک پروژه نادر بوده . ” من به او گفتم که هرگز با من تماس نگیرد چون بسیارخطرناک است

♦ او مشاور چهار رئیس جمهور متفاوت دولت ایالات متحده در زمینه فرازمینی ها بود .

” جیمی کارترگیر داده بود که به قضیه پنهان کاری در مورد یوفوها پایان دهد اما وقتی در مورد پیامدهای مذهبی این افشاگری هشداردادم او هم بی خیال شد . من در جلسه مشترک با کارترحضورداشتم . کارتریک مسیحی متعصب بود . وقتی گفت که دین به دست انسان ساخته شده و احتمالا منحصر به این سیاره است به شدت گریست ” .

 

↓↓↓ادامه افشاگری های دکتر ولف رامی توانید در کتاب زیر مطالعه کنید↓↓↓

افشاگری های دکتر ولف

 

 

مقاله مرتبط:ویکی پدیا

با جالبکده همراه باشید

 

-بیشتر بخوانید:

آدم ربایی فرازمینی ها

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا