جالبکده
سرگرمی

مرگ و تجربه های نزدیک به مرگ

تجربه نزدیک به مرگ چیست؟

»در سالهای اخیر تحقیقات زیادی در مورد گزارش های افرادی که به علت ایست قلبی و یا سایر حوادث یا امراض مرگبار به طور موقت علائم حیات را از دست داده ولی دوباره احیاء شده و به زندگی برگشته اند شده است. بسیاری از این افراد خبر از دیدن دنیایی دیگر میدهند. کمتر کسی میتواند تعدادی از این گزارشها را خوانده و به فکر فرو نرود.

به علت پیشرفت علم پزشکی شمار این افراد بسیار بیشتر از سابق بوده است. تعداد این گزارش ها و شباهت بین آنها چنان زیاد است که محققین و افراد عادی علاقه مند هر دو را کنجکاو کرده است.

این پدیده »تجربه نزدیک به مرگ« (Experience Death Near )یا به طور خالصه (NDE )نامیده شده است ولی گاهی  به آن تجربۀ »مرگ تقریبی« یا »مرگ موقت« نیز میگویند.

عبارت »تجربه ی نزدیک به مرگ« اولین بار توسط دکتر »ریموند مودی« در سال ۱۳۳۲ در کتاب مشهور وی به نام “حیات بعد از زندگی” استفاده شد. این یکی از اولین کتاب ها در این زمینه بود که در آن دکتر مودی تجربۀ حدود ۱۵۱ نفر را بازگو میکند که در اثر حادثه، بیماری،سکته و یا عوامل دیگری، برخورد بسیار نزدیکی با مرگ داشته اند ولی دوباره به حیات برگشته اند. این افراد علائم حیات مانند ضربان قلب و تنفس و فعالیت مغزی را برای مدتی ازدست داده، یا به عبارتی به طور موقت درگذشته اند، ولی بعد از بازگشت به زندگی تجربهای عمیق را گزارش داده اند.

مرگ

تقریباً همه افرادی که چنین تجربه هایی را گزارش داده اند آن را بسیار حقیقی، ملموس، واضح و غیرقابل تردید و حتی واقعی تر از زندگی و حالت هوشیاری در این دنیا توصیف کرده اند.

تجربۀ نزدیک به مرگ پدیدۀ نادری نیست. طبق آمارگیری های مختلف بین ۵ تا ۱۵ درصد مردم حداقل یکبار تجربۀ نزدیک به مرگ داشته اند. امروزه در مقایسه با گذشته به خاطر پیشرفتهای پزشکی شمار بسیار بیشتری از افرادی که علائم حیات را از دست می دهند، به خصوص به علت ایست قلبی، قابل بازگرداندن مجدد به زندگی و احیاء می باشند.

 علاوه بر این، به خاطر پیشرفت بسیار زیاد در امکانات ارتباطاتی در چند سال اخیر، به خصوص اینترنت، این گزارش ها مخاطبین بسیار بیشتری را به خود جذب کرده  اند و امکان منتشر کردن این تجربه ها برای عموم فراهم آمده است. همچنین با بازتر و پذیراتر شدن افکار عمومی، افراد تجربه کننده کمتر از گذشته با قضاوت های منفی دیگران و اتهام به دروغ و دیوانگی و هذیان مواجه میشوند و آزادانه تر آن را بازگو میکنند.

تمام این ها باعث شده که امروزه هزاران نفر تجربه نزدیک به مرگ خود را از طریق نوشتن کتاب یا انتشار در فضای مجازی با دیگران به اشتراک بگذارند. تعداد این گزارش ها در سال های اخیر به حدی زیاد بوده است که هرروز محققین و پزشکان بیشتری به مطالعه آن علاقه نشان میدهند. شمار بسیار زیاد این تجربه ها و شباهت های غیرقابل تردید بین مؤلفه های اصلی آنها بین تجربه گران مختلف، حس کنجکاوی دانشمندان و عموم را برانگیخته است. به طوریکه بحث دربارۀ ماهیت این تجربه ها به نهادهای مختلف علمی، رسانه های گروهی و شبکه های مهم تلویزیونی در کشورهای مختلف و حتی سازمان ملل نیز گسترش یافته است.

مرگ

شباهت هایی که در چهارچوب اصلی این تجربه ها دیده میشود مستقل از سن، جنسیت، تحصیلات، دین و مذهب، اعتقادات معنوی و اعتقاد به خدا وزندگی بعد از مرگ، علت مرگ موقت، داروهای استفاده شده، زمینه های فرهنگی و اجتماعی و تربیتی و دیگر عوامل است و هرگونه توجیهی که بر پایۀ اثر چنین عواملی باشد را مردود میسازد.

  •  با مطالعه این تجربه ها و تحقیقات انجام شده به سختی میتوان به این تجربه ها به دیدی کاملا  مادی و فیزیکی نگاه کرد. این تجربه ها دیدگاه امروز بشریت را در مورد ماهیت فکر و ضمیر )و حقیقتِ وجود( انسان و حیات به شدت به چالش میاندازد.

نمونه ای از افراد و داستان هایی که مرگ را به طور واقعی تجربه و لمس کردند:

یکی از این تجربه گران دکتر “ایبن الکساندر ” دکتر متخصص در جراحی مغز و استاد دانشگاه هاروارد بود. دکتر الکساندر یکی از منکرین سرسخت این بود که NDE ها نشانۀ حیات بعد ازمرگ هستند. او که یک دانشمند متخصص از یکی از بهترین دانشگاه های دنیا در این زمینه است، اصرار داشت که آگاهی و ضمیر ما تنها ساخته ی فعالیت های مغزی ما هستند.

وی در سال ۲۰۰۸ خود دچار یک نوع عفونت مننژیت شدید مغزی بسیار نادر گردید و در اثر این عفونت بالاخره  از پا درآمده و برای مدت یک هفته در حالت کما فرو رفت. گروه پزشکی او انتظار داشتند که او ظرف چندروز، مرده یا اگر به زندگی برگردد، به صورت کامل فلج باشد. ولی او به طور معجزه آسا و بدون هیچگونه آسیب دائمی بهبود یافته و آنچه را که واقعی بودن آن را برای سال ها انکار کرده بود خود شخصاً تجربه کرد. زندگی و دیدگاه دکتر الکساندر در اثر این تجربه و برخورد بسیار نزدیک با مرگ به کلی دگرگون شده و برای او جای شک و تردیدی در مورد اینکه ضمیر )روح( ما مستقل از مغز و بدن ماست و بعد از مرگ ما باقی می ماند نگذاشت.

دکتر الکساندر میگوید که چطور در ابتدا به خاطر ترس از قضاوت و تمسخر دیگران و به خطر افتادن شهرت علمی و حرف هایش از بازگو کردن تجربۀ خود و بخصوص ارتباط دادن آن به حیات بعد از مرگ و خدا واهمه داشت. او بالاخره بعد از ۲ سال تصمیم به صحبت راجع به تجربۀ خود و نشر آن نمود و در سال ۲۰۱۰ کتابی در این زمینه به نام “اثبات وجود بهشت” منتشر کرد.

وی در این کتاب علاوه  بر بازگویی تجربۀ خود، استدلال های مختلفی که ازنظر پزشکی و بیولوژی برای توضیح و توجیه این تجربه ها داده میشوند را مورد بررسی قرار داده و از دیدی اصولی آنها را یک به یک رد کرده است. او که خود یک جراح و متخصص مغز است میگوید “تمامی قسمت کورتکس مغز من، غشاء خاکستری و الیۀ خارجی مغز که به ما هوش و توانائی های ذهنی انسانی را میدهد به طور کامل از کار افتاده بود و در این حال امکان تجسم، رؤیا و شکل گرفتن خاطره و حافظه غیرممکن است.” در اینجا تنها به یکی از نکات جالب در مورد تجربۀ او اشاره میکنیم.

او در تجربۀ خود یک دختر جوان را ملاقات  می کند و با او حرف میزند. او از اینکه چرا پدر خود که با او رابطۀ بسیار خوبی داشته و ۴ سال قبل درگذشته بود را ندیده متعجب بود. ولی در عوض دکتر الکساندر چیز جالبی را درمی یابد. او از بدو تولد توسط خانوادهای به فرزندی قبول شده و با آنها بزرگ شده بود. بعد از این اتفاق او به سراغ خانوادۀ اولیۀ خود رفته و بعد از کمی تحقیق درمی یابد که خواهری داشته که پیش از تولد او فوت کرده بوده و وی هرگز او را ندیده و از وجود او نیز خبر نداشته است. هنگامی که برای اولین بار عکس خواهر خود را می بیند، با شگفت زدگی درمی یابد که او همان دختر جوانی بود که در تجربه اش او را همراهی کرده بود. تجربه های NDE از قرنها پیش گزارش شده اند.

مرگ

دانشمند مشهور یونانی افلاطون در کتاب معروفش به نام “جمهوری” داستان یک سرباز به نام “اِر” را بازگو می کند که جزء کشته شدگان محسوب شده بود ولی دوباره به حیات بازگشته و سفر خود در سرای دیگر را بازگو کرد. در »کتاب مردگان تبت« مراحلی که توسط روح بعد از مردن تجربه میشود شرح داده شده است. اعتقاد بر این است که این کتاب حدوداً در قرن هشتم بعد از میلاد مسیح نوشته شده است.

———————————————————————————————————-

در نقاشی مشهور “صعود به آسمان ” اثر “هیرونیموس باش” که در قرن چهاردهم میلادی نقاشی شده و اکنون در موزۀ پالزو دکال در شهر ونیز در کشور ایتالیا قرار دارد، فرشتگان، روح یک انسان را از درون تونلی به سوی نور می برند. عبور از یک تونل با سرعت بسیار زیاد به طرف نوری درخشان و پر از عشق یکی از متداول ترین مؤلفه های تجربه های بعد از مرگ است.

———————————————————————————————————-

. در کتاب “از ماده تا معنی” که توسط سوفیا دمرگان همسر ریاضی دان بسیار مشهور انگلیسی »آگوستوس دمرگان« در تاریخ ۱۸۶۳ نوشته شده است، تجربۀ نزدیک به مرگ یک افسر دریادار عالی رتبۀ انگلیسی و عضو انجمن سلطنتی انگلستان به نام “فرانسیس بیوفور ” نقل شده است که در سال ۱۳۳۵ در سن حدود ۲۱ سالگی در اثر غرق شدن، مرگ موقت و تجربۀ نزدیک به مرگ داشته است. اجزاء تجربۀ وی از قبیل احساس آرامش عمیق، مرور زندگی، احساس حضور در عالمی معنوی و … شباهت غیرقابل تردیدی به آنچه در تجربه های جدید NDE می بینیم دارد.

مرگ

دکتر ملوین مرس، استادیار و پزشک بخش کودکان بیمارستان واشنگتن در آمریکا که هیچ اعتقادی به زندگی بعد از مرگ نداشت، در سال ۱۳۸۲ در حین طبابت با اولین مورد NDE یک کودک در کار خود روبرو شد.

وی درحالی که در یک کلینیک در شهر پوکاتلو در ایالت آیداهو مشغول به طبابت بود دختربچه ای را که در اثر غرق شدن در استخر تمام علائم حیات را از دست داده بود و برای مدت ۱۳ دقیقه قلب او متوقف بود را احیاء کرد.

این کودک بعد از احیاء برای دکتر مرس تعریف کرد که چگونه بدن خود و دکتر مرس را درحالی که روی بدن او کار میکرده و سعی در احیاء آن داشته است را از بیرون می دیده است. او بعد از احیاء جزئیات بسیاری ازآنچه در حین ۱۳ دقیقۀ توقف قلبی او در اتاق بیمارستان رخ داده بوده است را برای دکتر مرس بازگو می کند و می گوید که از تونلی آجری عبور کرده و به جایی بسیار زیبا و نورانی رسیده بوده است.

دکتر مرس به کودک گفت که نمی تواند این را به راحتی باور کند و کودک در جواب گفت »نگران نباش دکتر مرس، بهشت حقیقت دارد.« بازگو کردن جزئیات اتفاقات بیمارستان و آنچه در آن اتاق میگذشته درحالیکه کودک هیچ علائمی از حیات نداشته، برای دکتر مرس یک شُک فکری بود و باعث شد دکتر مرس آن را در ژورنال علمی بسیار مشهور ”ژورنال انجمن پزشکی کودکان آمریکا “ به عنوان یک مقاله منتشر کند. باوجود جنبه های خارق العاده این اتفاق، دکتر مرس همچنان در شک و ناباوری خود باقی میماند، ولی بعد ازاینکه موارد مشابهی را از سایر پزشکان می شنود تصمیم به تحقیق جدی در این زمینه می گیرد.

او در یک بررسی ۲۶ کودک که مرده و دوباره احیاء شده بودند را مورد مطالعه قرارداد و آن را با ۱۳۱ کودک که به شدت مریض بودند ولی علائم حیات را از دست ندادند مقایسه کرد. وی دریافت که ۲۳ کودک از ۲۶ نفر تجربۀ NDE داشته اند درحالیکه هیچ یک از ۱۳۱ کودک در گروه دوم چنین تجربه ای را نداشته اند.

بعدازاین تحقیقات، دکتر مرس مطالعه چندین سالهای را روی زندگی این کودکان و اثر NDE روی آنها آغاز کرد و دریافت که در حقیقت تجربۀ NDE در زندگی این کودکان اثر مثبتی گذاشته و خصوصیاتی مانند مهربانی و گذشت را در این کودکان به طور بارزتری افزایش داده است.

مرگ

کلتون برپو، یک پسر ۴ ساله اهل ایالت نبراسکا در آمریکا بود که در سال ۲۰۱۳ در حین یک عمل جراحی اورژانس بر روی آپاندیس، تجربه نزدیک به مرگ را از سر گذراند. بعد از به هوش آمدن، او برای پدر و مادرش در مورد ملاقات با خواهرش که قبل از تولد او در هنگام به دنیا آمدن مرده بود سخن گفت.

این برای پدر و مادر کلتون بسیار تعجب بر انگیز بود، زیرا هیچکس هرگز به او چیزی دربارۀ این خواهر سقط شده نگفته بود و عامداً این مسئله از او کتمان شده بود. او همچنین از ملاقات با پدربزرگش که ۳۱ سال پیش درگذشته بود، با جزئیاتی که دانستن آنها برای او محال بود گفت و اتفاقات و کارهایی را که افراد خانواده در حین مرگ موقت او میکردند را بازگو کرده بود.

منبع:کتاب رهاورد نوشته حامد توانا

با جالکبده همراه باشید.

-بیشتر بخوانید:

آیا روح وجود دارد؟

برچسب ها

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا