جالبکده
سرگرمی

هیولای نامرئی و مردی که ناپدید شد

دو داستان واقعی و عجیب

این دو داستان بسیار جالب و خواندی مربوط به هیولای نامرئی و مردی که ناپدید شد است. که مسلماً شما با خواندن آن لذت خواهید برد.

  • هیولای نامرئی:

هیولای نامرئی و مردی که ناپدید شد

این داستان عجیب ماجرای دختری است که گهگاه از فرو رفتن دندان های یک موجود نامرئی در بدنش، وحشت زده می شد و داد و فریاد می کرد. حتی زمانی که پلیس به کمکش شتافت، باز هم به فریاد زدن ادامه داد. هیچ کس نمی دانست این موجود ناشناخته که دندان های خود را در بدن این دختر بیچاره فرو می کند، چیست؟ و تا به امروز نیز کسی موفق به شناسایی آن نشده است. این اتفاق برای دختر ۱۷ ساله ای به نام کلاریتا ویلانوا (Clarita Villaneuva) رخ داد. حالات این دختر به قدری حیرت انگیز بود که مأموران، رئیس پلیس را فرا خواندند و او به نوبه خود پزشک مخصوص را بر بالین دختر حاضر کرد و سپس هر دو به زندان رفتند تا علت آن همه شلوغی و جنجال را پیدا کنند. پلیس این دختر را که از آوارگان جنگ بود و در خیابان های شهر مانیل سرگردان شده بود و عده ای دورش جمع شده بودند را پیدا کرد.

این دختر مدعی بود که توسط یک موجود نامرئی مورد حمله قرار گرفته است. پلیس او را به زندان انداخت. تنها توضیحی که کلاریتا در مورد این موجود نامرئی می توانست ارائه بدهد، این بود که این موجود شبیه به انسانی غول پیکر با چشمانی درشت و ترسناک و لباسی گشاد و سیاه رنگ بود و هر وقت که قصد حمله داشت، در هوا معلق می شد. پس از گذشت لحظاتی دختر دوباره شروع به داد و فریاد کرد و گفت که آن موجود وحشتناک بازگشته است و از میان میله های زندان او را مورد آزار قرار می دهد. پلیس آثار گاز گرفتگی های تازه ای را روی شانه و بازوی دختر مشاهده کرد. محل‌های کبودی به چیزی شبیه به آب دهان آغشته بود. مأموران با عجله رئیس زندان را مطلع کردند. پس از رسیدن رئیس پلیس و شهردار، پزشک مخصوص دختر را معاینه کرد.

هیولای نامرئی و مردی که ناپدید شد

نکته عجیب و شگفت آور اینجا بود که هیچ کس قادر نیست تا پشت گردن و شانه خود را گاز بگیرد. صبح روز بعد وقتی که پلیس آماده شد تا او را به جرم ولگردی به دادگاه ببرد، دختر دوباره شروع به داد و فریاد کرد. این حمله حداقل پنج دقیقه ادامه داشت تا اینکه دختر در اثر شدت درد از هوش رفت و روی زمین افتاد. هیچ گونه آثار غش یا صرع در وی دیده نمی شد. محل های دندان گرفتگی واقعی بودند. پزشک بلافاصله شهردار و اسقف اعظم را خبر کرد. زمانی که شهردار و پزشک مخصوص او را به بیمارستان زندان می بردند، کلاریتا شروع به جیغ و داد کرد و گفت که آن موجود نامرئی دوباره به او حمله کرده است و این بار او تنها نبود بلکه یک موجود چشم درشت دیگر نیز به کمکش آمده بود. شهردار بعدا تأکید کرد که علائم کبودی در اطراف گردن و سر انگشتان دختر دیده شد. سفر ۱۵ دقیقه ای به بیمارستان زندان برای شهردار مانیل، پزشک مخصوص خود دختر و راننده اتومبیل یک کابوس وحشتناک بود اما این حملات یکباره متوقف شدند و کبودیها و محل دندان گرفتگی ها به تدریج از بین رفت و دیگر هیچ گاه چنین حادثه ای برای وی پیش نیامد.

پس از این ماجرا شهردار اظهار داشت که برای این واقعه شگفت آور هیچ توجیه قابل قبولی وجود ندارد.

  • مردی که ناپدید شد:

هیولای نامرئی و مردی که ناپدید شد

سرگذشت عجیب جرمی برای از جمله داستان های عجیب و غریبی است که هنوز توجیهی برای آن پیدا نشده است. جرمی برایت در سال ۱۹۸۶ خانه اش را در کاس کانتی فیر ترک کرد و پس از آن خبری از او نشد. جرمی در آن زمان ۱۴ سال داشت.

او خانه را به قصد رفتن به خانه پدر خوانده اش ترک کرد اما پس از آن اثری از او پیدا نشد. حتی تلاش های پلیس هم نتیجه نداشت و هیچ ردپایی از جرمی پیدا نشد. انگار جرمی آب شده و در زمین فرورفته بود.

شایعات زیادی در مورد سرنوشت جرمی بر سر زبان ها افتاد. برخی می گفتند که خرس او را خورده و برخی معتقدند جسدش در تپه ها دفن شده است. برخی هم معتقدند فرازمینی ها او را دزدیده اند اما چرا هیچ گاه ردپا با اثری از او پیدا نشد. حتی اسامی مظنونینی که پلیس آنها را دستگیر کرد، هیچ گاه منتشر نشد. البته خواهر جرمی که اندکی پیش از ناپدید شدنش همراه او بود، ادعا کرد که افرادی را با لباس خونی برادرش در کنار دریاچه دیده است.

نکته عجیبی که اکنون پس از سال ها مورد توجه است، این است که افرادی که از پرونده جرمی برایت اطلاعات داشته اند، اکثراً مرده اند. تری استاینهوف که همراه با پسر خاله اش دیوید با پیراهن خونی در آن شب دیده شد، در سال ۲۰۰۷ به دلیل مصرف بیش از حد دارو در زندان مرد. در سال ۱۹۸۸ چهار دوست جرمی همگی با هم در یک تصادف رانندگی در گذشتند و دیگر دوست جرمی، جانی نیز در ژانویه ۲۰۱۱ مرد. پدر خوانده اش، اورویل گالست نیز در سال ۲۰۰۳ در ۶۶ سالگی درگذشت. مادر جرمی هنوز پس از سال ها امیدوار است که پسرش را روزی پیدا کند یا خبری از او برسد.

هیولای نامرئی و مردی که ناپدید شد

وبسایت جالبکده

منبع:طرفداری

 

 

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا