جالبکده
کتاب

سفر به ماوراء

در این بخش از وب سایت جالبکده با کتاب پر طرفدار سفر به ماوراء نوشته روبرت آ.مونرو با ترجمه منوچهر بهاری در خدمت شما هستیم:

مقدمه

تجارب خارج از بدن روبرت آ.مونرو ،طبیعی دان آمریکایی ،از سال ۱۹۵۸ شروع شد.به این ترتیب که روزی روی کاناپه اتاقش دراز کشیده بود که احساس کرد نور گرمی بدنش را فرا گرفته  و بدون دخالت خود او به لرزه اش انداخته است.او در طول ماه های آینده ،پی برد که می تواند اشیایی را که دور از دسترس او قرار دارند لمس کند.

مدتی بعد متوجه شد که قادر است تمام نیروی میدان ضمیر نا خود آگاه را به پیش کشد و یا جدا کند.اولین بار که خود آگاه جسمش را ترک کرد ترس زیادی داشت.تا حد مرگ اما این ترس نه تنها باعث توقف او نشده،بلکه امکان پیگیری و کشفیات بیشتری را برایش به وجود آورد تا تحقیق خود را به طور سیستماتیک ادامه دهد.

 مونرو سرانجام به مرحله شناخت رسید.

سفر به ماوراء
  1. دراولین مرحله،زمان دیگر وجود ندارد و آینده صورتی واحد پیدا می کنند.
  2. درمرحله دوم می توان به کمک قوای دیدن و نیروی خواستن ،شکل های تفکر را پدید آورد.
  3. در مرحله سوم امکان دیدار در ابعاد دیگر به طور  کامل دارای ساختار زمانی دیگری است امکان می یابد.این مرحله با تفکر علوم طبیعی ما سازگار نیست.

این کتاب نشان می دهد که مرزهای ضمیر ناخودآگاه را می توان بسیار بیشتر از آنچه که هست گسترش داد و این کاری است که یقینا باید انجام شود.

بدون کمک عصای معجزه گر

معمول است که هر کتابی با مقدمه ای آغاز شود ،یا راهنمایی داشته باشد تا خوانندگان کم حوصله سریعآ به نقطه حساس و جالب کار برسند.

اما در اثر حاضر نقطه حساس ،بی مقدمه از همین ابتدا آغاز می شود.

دلایل گردآوری مطالب و انتشار آن ها:

 

۱)یاری رساندن به کسانی است که چنین حالات عجیبی برایشان رخ می دهد،باشد که از رنج و وحشتشان کاسته شود.به خصوص که در این وادی جواب های صریح برای همه سوالات یافت نمی شود و انسان باید جواب خود را در تجارب دیگران نیز جست و جو کند.

علاوه بر این ،اهل این مکاشفات بدانند که تنها نیستند و اگر چنین کشفیاتی برای آن ها به وقوع پیوست به سادگی خود را به دست روانشناس نسپارند و از آسایشگاه های روانی در امان باشند.یا اینکه اگر یک قدم فراتر رویم به مرز انهدام روانی نرسند.

۲)دلیل دیگر اینکه شاید به این طریق در سال های آینده فرهنگ کلیشه ای ما به کمک علوم گسترش یابد و افق دید و تلاش های علمی ما وسیع تر شود تا آنچه امروز غیر علمی به نظر می رسد علم شود به این طریق دانش عمیق و شناخت و درک صحیح از خود واقعی و موجودات اطراف داشته باشیم.

اگر همین دو هدف یا حتی یکی از آن ها در هر وقت و هر کجا که باشد بر آورده شود،برای من کافی خواهد بود.این دستاورد متعلق به صنف یا گروه خاصی نیست .سعی بیشتر در این است که به گروه های مختلف علمی و همچنین به یک زبان گویا و در حد امکان واضح مطالب را بیان کنیم و از هرگونه کلی گویی احتراز کرده باشیم.

سفر به ماوراء

بدیهی است که یک فیزیکدان یا یک زیست شناس،یا یک روانکاو و حتی یک فیلسوف شاید زبان تخصصی تری به کار برند تا بتوانند همین مطلب را به نوعی دیگر بیان کنند.ولی شیوه بیان این کتاب نشان می دهد که با زبان ساده نیز میتوان آن را شرح داد.

اما به احتمال تفسیر های گوناگون باعث تضاد و تناقض می شود زیرا در چنین روند مشکلی ،عرضه کردن یک دستورالعمل منطقی مشکل به نظر می رسد.

در صورتی که این امر به عنوان حقیقت شناخته شود،آموزش ها و تجارب یک عمر را لغو خواهد کرد.در حقیقت این روند از نظر ذهنی بسیار سنگین است چرا که هیچ کسی به آسانی و با میل و رغبت حاضر به تصحیح دیدگاه های خود نیست.برای این گزارش واقعی البته نمی توان هیچ ابتدایی را در نظر گرفت.

در بهار سال ۱۹۵۸ زندگی کاملا راحتی با خانواده ام داشتیم و چون به طبیعت علاقه مند بودیم ،در جایی دنج در حومه شهر زندگی می کردیم. علاوه بر کار روزانه ،آزمایشاتی را با روش یاد گیری در طول خواب انجام می دادم و موضوع اصلی آزمایش خودم بودم.

سفر به ماوراء

شروع داستان

اولین واقعه در بعد از ظهر یک روز یکشنبه اتفاق افتاد که افراد خانواده ام به کلیسا رفته بودند.

به نوار مخصوصی گوش می کردم،مطلب از این قرار بود که من باید حواسم را روی علائم واحدی که از ضبط صوت پخش می شد متمرکز می کردم،علائمی که از راه گوش می شنیدم و می بایست به سایر حواس منتقل می کردم.درجه دریافت و به خاطر سپردن ،درجه موفقیت بود.

در حین اینکه تصاویر و صداهایی اطرافم را فراگرفته بود،به نوار گوش می دادم که در آن قدرت مافوق به خصوصی یافت نمی شد اما امروز وقتی به آن فکر می کنم،مهمترین مطلب آن توصیه ای بود که در حین انجام تمرین های خلسه پیش می آمد.توجه و ملکه ذهن کردن نوار بدون هیچ پیش آمد خاصی و نتیجه ای تمام شد.

خاطره من از آن بسیار واضح و با دقت بود،زیرا من خود طراح این نوار بودم و به همین دلیل متن آن برایم آشنا بود و با آن انس داشتم.نوار های دیگر برایم کارآیی نداشتند و برای انجام این فرم آزمایش لازم بود که نوار ها از طرف شخص دیگری مورد آزمایش قرار بگیرد.

وقتی خانواده ام از کلیسا مراجعت کردند،غذای کاملی خوردیم .سپس قهوه نوشیدیم وبعد از آن یک بحث عادی در گرفت که ارتباطی با قضیه اصلی نداشت.

حدود یک ساعت بعد به طرز ناگهانی دچار درد دل و دل پیچه شدم درد در محدوده شکم تا زیر سینه بود.درد خیال کم شدن نداشت اول فکر کردم مسموم شدم اما….

↓↓↓ادامه کتاب سفر به ماوراء را می توانید از لینک زیر مشاهده کنید↓↓↓

کتاب سفر به ماوراء

سفر به ماوراء 

 

لینک مقاله مرتبط:ویکی پدیا

 

برچسب ها

‫۳ نظرها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا