جالبکده
علمی

آرامش ذهن

به همراه راهکار کنترل کفر

ذهن سطحی در تمام مدت بیداری فعال است. این ذهن را می توان به یک صفحه ی یاد آوری و پیام رسانی بزرگ تشبیه کرد. کارکرد آن، آگاه کردن شما از وقایعی است که در پیرامونتان می گذرد. این ذهن مرتبا پرگویی می کند و شما را از هر چیزی آگاه می سازد، وقایع آشکار را باز گو می کند و دوباره بر آن تاکید می کند.

در حالی که در هر لحظه شما را مطمئن می سازد که از همه ی اتفاقات پیرامونتان مطلع هستید به نحو بازی گونه ای توضیحات کنایه آمیزی در مورد همه چیز می دهد.

 آیا ماشینی برای راندن دارم؟

 شیر، باید بروم شیربگیرم!

 لعنت، ماشین رادر تعمیرگاه گذاشته ام!

 چرا خانم دیشب آن مطلب را به من گفت ؟

… منظورش از آن نگاهی که به من انداخت چه بود؟

این آن چیزی است که گفتگوی درونی یا در اصطلاح شرقی اش ذهن میمون نامیده می شود. ما به این اندیشه ها و خیالات به عنوان چیزهایی که دائما در ذهنمان چرخ می خورند و کارکرد واقعی در زندگی روزمره مان دارند نگاه نمی کنیم.

به هر حال وقتی سعی می کنید ذهنتان را آرام، خالی و متمرکز سازید، این گفتگوها باعث مزاحمت می شوند.

این حالت مثل این است که وقتی سعی می کنید به کاری جدی بپردازید ، کسی درون ذهنتان شروع به وراجی می کند.

آرامش ذهن
آرامش ذهن

شما بدون داشتن مقداری آرامش ذهن که به شما تسکین بدهد نمی توانید به کاری مشغول شوید. این یکی از عللی است که چرا بیشتر افراد در حین شنیدن موسیقی به نحو بهتری می توانند تمرکز کنند.

موسیقی ، ذهن سطحی را اشغال و گفتگوی درونی را کند می کند، بدین ترتیب باعث ایجاد سطوح عمیق تری از تفکر و تمرکز می شود. بسیاری از نوجوانان می توانند در حالی که موسیقی با صدای بلند نواخته می شود به کار و مطالعه بپردازند. ولی این کارها را در سکوت و آرامش کامل نمی توانند انجام دهند چون گفتگوی درونی شان زیاد می شود.

این که موسیقی می تواند به ساکت کردن گفتگوی درونی کمک کند، بهتراست به این عامل به عنوان یک تکیه گاه ساختگی نگریسته شود. من استفاده از آن را مگر در مواقع واقعا ضروری توصیه نمی کنم.

برای آرام کردن عمیق ذهن و رسیدن به حالت خلسه لازم است که وراجی مداوم ذهن سطحی را خاموش کنید. اندیشه های سطحی نیز می توانند تنش درونی ایجاد کنند که به عنوان تنش فیزیکی در کالبد فیزیکی بازتاب می یابد و انجام برو نفکنی را دشوار تر می سازد.

آرامش ذهن
آرامش ذهن

تمرین آرامش ذهن

 روش های دور کردن اندیشه از طریق تنفس

توجه خود را برروی فرایند تنفس متمرکز کنید و ازاین کار برای خالی نگاه داشتن کامل ذهن استفاده کنید.

حس کنید که هرنفس به بدنتان وارد می شود و ریه هایتان را پرمی کند،و سپس از بدنتان خارج می شود. فرایند تنفس را با حس خود دنبال کنید ولی در مورد آن فکرنکنید. آن را حس کنید.

از آن آگاه باشید و بگذارید حس کردن تنفس کل ذهنتان را اشغال کند. این تمرین برای سرگرم کردن ذهن سطحی و پراکنده کردن افکار کافی می باشد. اگربه چیزی بیش از این نیازدارید، نفس هایتان را بشمارید. تاده نفس بشمارید وبعد ازنو شروع به شمارش کنید. شمارش ذهنی اساسا قسمتی از نظام کنترل فکر نمی باشد.

 وقتی هر عدد را می شمارید،واژه ی ذهنی مربوط به آن را در طول کل نفس بکشید.

برای مثال عمل دم را به دقت دنبال کنید در طول کل زمان بازدم به طور ذهنی بگویید ” یییییییییک ” (یک) ،در طول عمل دم بعدی ذهن خود را خالی نگهدارید و در طی بازدم بعدی به طور ذهنی بگویید دوووووو (دو ) و همین طور ادامه دهید.

آرامش ذهن
آرامش ذهن

. در حالی که ذهن خود را خالی نگه می دارید ، اندیشه های سطحی شروع به حمله برای ورود دوباره به ذهن می کنند. زمانی که این مسئله اتفاق افتاد، ( که عموما در مراحل اولیه اتفاق می افتد(  پیش از آن که اندیشه های سطحی فرصتی بیابند تا پیامشان را کامل در ذهنتان وارد کنند به شدت وسریعا آنهارا به عقب برانید.

به مرور در این کار موفق تر می شوید. به زودی می توانید فشار اندیشه را به تنهایی احساس کنید و بدین ترتیب اندیشه ها پیش از این که فرصتی برای تشکیل واژه های واقعا ذهنی در ذهن سطحی بیابند آنها را متوقف می کنید.

وقتی به مرحله ای رسیدید که بتوانید فشار افکار را در مرحله ای آغازشان حس کنید، می توان گفت که واقعا به جایی رسیده اید. فشار افکار را پیش از آنکه بتوانند به اندیشه های واقعی تبدیل شوند پراکنده کنید. با کمی تمرین نهایتا قادر خواهید شد ذهن سطحی خود را همانند لوح سفیدی خالی کنید.

فشار افکار حمله کننده، تا مدتی حتی پس از یادگیری کامل این مهارت با شما خواهد بود. ولی این فشار با تمرین مداوم به مرور رفع می شود.

کنترل افکار و تمرکز کامل هر روز باید دست کم پنج دقیقه یا اگر ممکن است بیشتر تمرین شود.

بهتر است این تمرین به به چند قطعه در طول اوقات مختلف روز تقسیم شود. ( زمان های انتظار و زمان هایی که در اتوبوس، تاکسی و خودرو هستیم زمان مناسبی می باشد. ) هر چند ممکن است این کار در مراحل اولیه دشوار و کم بهره باشد ولی با کمی تمرین منظم ، می توان ذهن سطحی را با تلاش اندکی برای مدت های طولانی خالی و پاک نگه داشت.

 

ذهن عمیق تر

زمانی که به ذهن عمیق تر می رسیم و گفتگوی درونی خاموش می شود، سکوت ژرفی را تجربه می کنید .

این حالت در ابتدا کمی غریب به نظر می رسد، تا حدودی مثل این است که به تنهایی در یک استادیوم بزرگ پس از یک بازی پر تماشاگر نشسته اید و تماشاگران به سرعت خارج می شوند و استادیوم خالی می شود و سکوت عمیقی حکم فرما می شود.

همه ی فعالیت خود را از دست می دهید و ناگهان به آرامشی غریب وغیر طبیعی دست می یابید. این مسئله به این خاطر است که اندیشه های سطحی ای را که در کل عمرتان بدون جلب توجه در پس زمینه ذهنتان پرگویی می کرده اند را خاموش کرده اید.

شما به زور یک سکوت تحمیلی ذهنی در ذهنتان ایجاد کرده اید. نگه داشتن این احساس نیازمند تلاش و تمرکز می باشد. مدتی طول می کشد تا ذهن عمیق تر شما به این سکوت ذهنی عادت کند وآرام و گسترده شود، پس صبور باشید.

شما به تدریج به این حس خو می کنید و روزی فرا می رسد که بیش از هر چیز دیگربه آن عشق می ورزید.

به محض این که به سکوت درونی دست یا بید می توانید به طرزعمیقی فکر کنید و ذهنتان را کاملا بر روی کاری که انجام می دهید متمرکز کنید.

انتقادی که از سوی گروه های مذهبی مراقبه کننده بر خالی کردن ذهن وارد می شود، به اعتقاد من از سوی افرادی است که وقتی اصطلاحاتی مثل خالی بودن، خالی کردن ذهن، سکوت درونی، یا ورود به سکوت را می شنوند سریعا پیش داوری می کنند.

آرامش ذهن
آرامش ذهن

 برخی افراد مذهبی ادعا می کنند خالی کردن ذهن کار ایمنی نیست چون ممکن است شیطان یا برخی موجودات اهریمنی سعی کنند وارد ذهن شوند و آن را اشغال کنند.

در هر صورت اگر در نظر بگیرید که خالی کردن ذهن و پاک نگهداشتن آن حتی برای مدت کوتاهی چه کار دشواری است، روشن می شود که این خالی بودن تنها در اثر تلاش ذهنی سامان یافته است.

شما اندیشه های خود را مسدود می کنید و با این کار از ورود هر نوع اندیشه ی دیگر ممانعت به عمل می آورید.

مراقبه گرها ذهنشان را به طریقی به وسیله ی سکون ساکت ذهنی پرمی کنند واز این کار برای ممانعت از ورود همه ی افکار بهره می گیرند.

ذهن روشن و پاک یا ذهن خالی که مربوط به مراقبه است را می توان به درستی به عنوان نوعی سکوت تحمیلی در نظر گرفت که با تمرین بیشتر، دستیابی به آن آسانتر می شود.

تمرین پاک نگه داشتن ذهن به صورت اجباری می تواند به عنوان یک سد دفاعی در برابر انرژی ها و افکار متجاوز صرف نظر از ماهیت یا خواستگاه آن ها باشد.

با جالبکده همراه باشید.

 

منبع:کتاب دینامیک اختری

 

-بیشتر بخوانید:

 

هاله انرژی چیست؟

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا