جالبکده
علمی

اینیاگرام تیپ چهار شخصیتی(بخش اول)

سلام در ادامه ی مطالب اینیاگرام به تیپ چهار شخصیتی رسیدیم که سعی داریم در دو قسمت برای شما توضیح دهیم.
  • باورپنهانی تیپ چهار ازخود :

من بادیگران خیلی متفاوت هستم واحساس میکنم درهیچ گروهی جای نمی گیرم.
این باورپنهانی درنگرش اوتاثیرگذاشته ورفتارهای اوبراین  اساس انجام خواهدگرفت.
  • تیپ چهار : فردگرا(خیال پرداز وهنر دوست). (The Individualist)

تیپ شخصیتی چهار، درونگرا،حساس ،خیال پرداز ،تودار وهنردوست است.به رویدادهای غم انگیز گذٔشته فکرمی کند وبسیارمبادی آداب وخوش سلیقه می باشد.زیباگری وکنجکاوی فراوانی دارد.درمرحله سالم شخصیتی خود ،فردی بسیارهنرمند ومبتکراست.زیبایی های جهان هستی را به خوبی درک می کند ودرکاهش دردهای دیگران بسیارتوانا،کاردان وتاثیر گذاراست.
مربوط به کدام مراکز شعور انسانی هستند؟
مربوط به تیپ های مرکز احساس ( ۲،۳،۴)هستند،تیپ های زیرنفوذ این مرکزدرتلاش حفظ هویت فردی هستند،زیربنای سدشخصیتی این گروه شرم است.مشکل اساسی این گروه ،متظاهربودن وباورهای ساخته وپرداخته آنهاازخود است،شخصیت شکل گرفته دراین گروه درجستجوی هویت است.‌

جایگزینی تیپ  شخصیتی چهاردرگروه ها :

  1. تیپ چهارازنظرروابط اجتماعی جز گروه کناره گیراست.
  2. ازنظرشباهت جزگروه واکنش گراهست.
  3. وبراساس خود جز گروه عاجز قرارمی گیرد.
  • تیپ های کناره گیر :
ازنظرروابط اجتماعی ازدیگران کناره می گیرند.
افراد متعلق به این گروه باجداشدن وکناره گیری ازدنیای خارج وروی آوردن به دنیای درونی وباخیال بافی وتصورات ذهنی،زندگی می کنند.بین خودآگاه وخودخیالی تفاوت چندانی قائل نیستند.این گروه باحضورداشتن فیزیکی خودوبیرون آمدن ازخیالات وواردعمل شدن مشکل دارند.بافشارهای زندگی ومشکلات خود،ازطریق جدایی وگوشه گیری ودرون گرایی مدارامی کنند.
تیپ های گروه کناره گیر،هنگام برخوردبامشکلات وفشارهای زندگی،بیشتربه آن بخش از شخصیت که فروید «نهاد» نامید روی می آورند.نهادبه واقعیت توجهی ندارد ومنطق ،ارزش ها،معنویات واخلاقیات رانمی شناسد وازراه تخیلات هم می تواند ارضاء شود.
تیپ چهار
  • گروه واکنش گرا:
افرادمتعلق به این گروه بامشکلات ودرگیری ها،به طورهیجان زده وبسیاراحساساتی برخوردمی کنندوبه همان اندازه که خوداحساسی وهیجان زده هستند،متوقع هستند که دیگران هم باشند.درموردخوب وبدبودن عقیده راسخ دارند ومشکلات خودراازدیگران نمی پوشانند.درصورت اختلاف بادیگران احساس قوی خودرانشان می دهند وبعد به حل وفصل آن می پردازند.
گروه واکنش گرا:(۴،۶،۸)عکس العمل شدید نشان می دهند.
  1. تیپ چهار: احساس رنجش میکنم وبایدآن رابیان کنم.
  2. تیپ شش: احساس فشارعصبی زیادی دارم وباید مقداری ازفشارهارابکاهم.
  3. تیپ هشت: بسیارعصبانی هستم وهمه باید بدانندکه من عصبانی هستم.
گروه عاجز(۱،۴،۷):
این گروه براین باورندکه نیازوراحتی آنها برآورده نشده است.«خود» دراین گروه باگرسنگی،بی حوصلگی،نارضایتی ونیازمندی شناسایی می شود.افراداین گروه هیچ وقت راضی نیستند ودائم درجستجوی چیزی هستندکه پیدانمی کنند.
  • ترس تیپ چهار :

ترس اصلی تیپ شخصیتی چهار،نداشتن هویت وارزش فردی است
  • محاسن شخصیتی :

مبادی آداب وبافرهنگ،خلاق وآراسته،منضبط،کنجکاو ونمایانگر،حساس،زیبادوست،زیباگر،میهن پرست،اصیل،استوار و قوی،مهربان و مهرورز،خوش سلیقه،نوگرا،پرباروبامحتوی،متشخص
  • معایب شخصیتی :

خودبزرگ بین،ماتم گرا و غم دوست ،نمایش گرا و خودنما،غیرعادی،خود والایی،وابسته،دوری گزینی و فرار،کنترل کننده،بی حوصله،تصرف گرا،غلو گویی،به خود بهادادن
نگاه کلی به دنیا:
من چیزی گم کرده ام،دیگران آن رادارند،من کنارگذاشته شده ام
تیپ شخصیتی چهارهردو بال سه وپنج را دارد
چنانچه بال تیپ سه شخصیتی اوقوی ترباشد از او شخصیتی اشرافی میسازد
وچنانچه بال پنج اوقوی ترباشد ،قلندرخواهدبود
  • گزینش اجتماعی تیپ چهار(شگردآنها درتعامل باافرادجامعه) :
باکج خلقی ودیگران راواداربه ملاحضه کاری کردن
تمایلات اصلی وپیچیدگی های حاصل ازآن درتیپ چهار :
تمایل به اینکه خودش باشد به خودپرستی وخودخواهی تبدیل می شود.
گرایش طبیعی درمواقع آسایش (کامل سازی) :
تیپ آشفته وخیال پردازچهار،همانند تیپ سالم یک عمل میکند که بیشترمعقول ومبادی  اصول اخلاقی است
گرایش طبیعی درمواقع فشارهای زندگی (تجزیه پردازی) :
تیپ بی خیال چهار،ناگهان همانند تیپ مداخله گر وسمج دوعمل میکند
بخودآمدن تیپ شخصیتی چهار :
هنگامیکه دراحساسات خودغرق می شود وبه خیالبافی بسیارمی پردازد.
تیپ چهار
تعریف کلی تیپ شخصیتی چهار :
افرادتیپ چهاردرمجموع خودراباهمه متفاوت میدانند.ازسویی خودرافردی استثنایی وباتوانایی های خاص خودمی بینند وازسوی دیگر به عیب های خودهم کاملا واقفند وخودراکم کفایت میدانند.
تیپ چهاربیش ازسایرتیپ ها به تفاوت ها وعیوب فردی خودآگاهند وتوجه خودرابرروی آنها متمرکز می کنند.مطالعه پژوهشگران درموردتیپ چهاربیانگرآن است که آنان ازدرون،احساس خلا می کنند ولی قادرنیستند آن راتشخیص دهند.ابهام افراداین تیپ ازهویت اصلی خود،بخصوص هویت اجتماعی،پیامد این پژوهش هابوده است.
افرادتیپ چهاردرحالیکه خودشان راکاملا متفاوت ازدیگران می پندارند،ازتنهایی زیاد خوششان نمی آیدوحقیقتا می خواهند باافرادی که بتوانند احساسات آنان رادرک کنند،رابطه داشته باشند ودرارتباط تنگاتنگ بادیگران،می خواهندکسی درزندگی اشان پیداشود که بخش مخفی شخصیت شان راکه ازهمه پنهان کرده اند پذیرفته وبرای آن ارزش قائل شود.
درصورتی که پس ازگذشت مدتی،این موضوع میسرنشود،تصورات آنها درموردتفاوت های فاحش خودبادیگران بیشترشده ودرنتیجه،فردگرایی شان شدت پیدانموده واصرار آنها برتنهایی وفقط به میل خودکارکردن،افزایش می یابد.
هنگامیکه این تصوربرآنها غالب می شود که کسی آنهارانمی فهمد ودرک نمی کند،دردرون خودآرزومی کنند ازاعتمادبه نفس وراحتی یی که دیگران ازآن لذت می برند،آنها نیز می توانستند لذت ببرند.
افرادتیپ چهاراساسا مشکل اعتمادبه نفس دارند وبرای جبران این کمبود به شکل تخیلی،سعی به رویاپردازی  وخودبزرگ می کنند.
افرادتیپ چهاردرطول زندگی،منطبق باخصوصیات،کیفیات وشیوه زندگی دیگران برای خود چندین هویت می سازند امادردرون خودمطمئن نیستند که هویت واقعی آنها چیست.هنگامیکه بخود مراجعه می کنند،احساسات وفعالیت های بسیارمتغییری مربوط به عکس العمل عاطفی رادرخودمشاهده می کنند.
برداشت تیپ چهار ازرویدادهای طبیعی وچگونگی ساختارهای انسانی بسیار واقعی وصحیح میباشد،بدین معنی که آنهارابسیارمتحرک ومتغییر می دانند اما چون می خواهند که هویت مطمئن ونسبتا ثابت عاطفی داشته باشند،سعی می کنند بعضی ازاحساسات خودرابپذیرند وتعدادی رانیز ردکنند،به این دلیل خلق وخوی مخصوصی راانتخاب وحفظ می کنند.
تیپ چهار
یکی ازبزرگترین چالش های تیپ چهار،فراموش  ورهاکردن احساسات گذشته است.معمولا احساسات غم انگیز ومنفی گذشته راباخودهمراه دارند  واحتمالا به علت وابستگی وتمایل بسیارزیاد به این موضوع وعدم رضایت ازخود،قادرنیستند توانایی های بسیارزیاد وباارزش خودراتشخیص دهند.
افرادتیپ چهار به دلیل اینکه باوردارند دارای عیب وایراد  بسیاراساسی هستند نمی توانندبه خود اجازه دهند ازصفات ومحسنات بسیارخوب خود لذت برده ویاحتی آن راتجربه کنند،زیراپذیرفتن صفات خوب،به معنای ازدست رفتن هویت خود(ماتم گرا) خواهدبود واین امرموجب می شود فاقدهویت پایدار ومطمئن شوند(ترس اصلی آنها).
تیپ چهادرمرکز احساس قراردارد وبه مسائل زندگی بسیاراحساسی برخوردمی کند.درپاره ای ازمواقع،محکم به مسائل غم انگیزمی پردازد ومدتی خودرادران غرق می کند که این موضوع درروابط شخصی وزندگی آنان ایجاداشکال می نماید.
بطورکلی این تیپ شخصیتی باهویت فردی مشکل دارند وخصومت خودرانیز به شکل رفتارهایی کنایه آمیز ناشی ازبغض وکینه نشان میدهند.هنگامیکه هویت آنهازیرسوال می رود،باکناره گیری وانزواگرایی ارتباط خودرابادیگران قطع می کنند.افراداین تیپ شخصیتی،دائم درجستجوی چیزی هستند که پیدانمی کنند،به همین دلیل هیچ وقت راضی نیستند.
این تیپ شخصیتی بدلیل باورپنهانی اش ،ازنظر تعصب شخصیتی فکری دچاراندوه است،وچنانچه به این تعصب تعالی بخشد تبدیل به فضیلت ذاتی فکری خواهدشد که اصالت می باشد،وتعصب شخصیتی احساسی اش غبطه میباشد که باتعالی بخشیدن این تعصب ،به فضیلت ذاتی احساسی خواهدرسیدکه تعادل است
تعریف غبطه :
وآن این است که انسان آرزوکند که نعمتی هماننددیگران یابیشترازآنهاداشته باشد،بی آنکه آرزوی زوال نعمت کسی راداشته باشد ونقطه مقابل حسداست.
تعریف حسد:
آرزوی زوال نعمت ازدیگران،خواه آن نعمت به حسودبرسد ویانرسد.
  • الگوی برگزیده دوران کودکی :

احساس این تیپ این است که تفاوت فاحشی باوالدین خوددارد وحتی خیالبافانه تصورمی کنند که دربیمارستان عوض شده اند ویابه عنوان فرزندخوانده پذیرفته شده اند.
آنچه ازدوران کودکی خودمی گویند این است که باپدرومادرخود هیچ رابطه ای نداشته اند وبدرستی نیزموردتعلیم وتربیت قرارنگرفته اند،یابه قولی دوران کودکی گم شده ای داشته اند.
آنان معتقدند ایراداساسی درآنهاوجوددارد که سبب می شود دائم درجستجوی کشف هویت خویش باشند،ازخودمی پرسند :اگرمثل پدرومادرم نیستم وآنهارادرخودنمی بینم،پس کی هستم. این مشکل نیزسبب می شود که باورکنند هرچیزی درخود وروابط بادیگران کم دارند.احساس می کنندازسوی والدین خودطردشده اند واین احساس رانیز باخود دردوران بلوغ وبزرگسالی به همراه دارند.
تیپ چهار،به علت دارابودن این الگوی دوران کودکی ،همواره به کسانی توجه دارند که احساس آنهارامنعکس می کنند وبطورمشخص به دنبال والدینی هستند که فکرمی کنند نداشته اند..ممکن است این افراد رادرتصورخودنجات دهنده تلقی می نمایند،ولی خیلی زود ازاین که آنهارانادیده انگاشته اند ویادردورنج هایشان راجدی نگرفته اند،ناراضی وخشمگین می شوند.
تیپ چهار به طرف کسانی جلب می شوند که درآنهاخوبی،زیبایی وعشق می بینند.درواقع آن چه که خودفاقد آن هستند.
درهرحال به منظورکامل کردن خود ویاترسی که ازرهاشدن دارند،اینگونه موقعیت هارابه وجودمیاورند.بدیهی است آن کسی که دراین مقوله نگنجد،برای افرادتیپ چهار جذبه وکششی ندارد.بطورکلی کسانی که نتوانند احساسات وعواطف قوی رادرآنها بوجودآورند،به نظرشان واقعی نمی آیند.
معمولا برای مورد توجه قرارگرفتن ،قایم باشک بازی می کنند!!!!
تیپ چهاربرای جلب توجه وهمچنین مورد عشق ومحبت قرارگرفتن به شکل مخفی وپنهانی عمل میکند.پنهان کاری وخودنمایی هرزگاهی ناآگاهانه  جای خودرابایکدیگرعوض می کنند که درنتیجه سبب گریز فردناجی می شوند.
تازمانیکه تیپ چهار متوجه پنهان کاری وروش والگوی رفتاری خودنشود وتوقعات نادرست وغیرواقعی خودرا نیزنبیند،موجب جدایی وفراراطرافیان می شود.
تیپ چهار
خلاصه ای ازالگوی زندگی تیپ چهار :
افرادتیپ چهار،فردگرانامیده می شوند،زیزاخودراکاملا متفاوت بادیگران دانسته وتصورمی کنند،هیچ شباهتی بابقیه افرادندارند،به همین دلیل نیزفکرمی کنند کسی نمی تواند آنان رادرک کرده ویادوستشان بدارد.
بطورکلی می توان خصوصیات کلی تیپ چهاررا این چنین خلاصه کرد :
افرادی هنرمند،عاشق،خودآزار،زیباشناس،وسواسی واستثنایی هستند.
افراداین تیپ اعتقاددارند :
هیچ کس مرادرک نمی کند.من هرزمانی بخواهم وهرکاری راکه دوست داشته باشم انجام میدهم .دردرون من بخش مرموزی است که هیچ کس نمی داند.من فقط وقتی خوب هستم که باخودم هستم.من باهمه متفاوت هستم وفکرمیکنم درهیچ گروهی جای نمی گیرم.مردم بسیارسرد وغیرمنصفانه بامن رفتارمی کنند.من باید همیشه خودم باشم.همه درحق من کوتاهی میکنند.
  • زنگ خطرهای تیپ شخصیتی چهار :

چنانچه تیپ چهار مکررادرمعرض خطرقرارگرفته باشد ویاراه وروش درست ومناسبی برای برخوردبامشکلات برایش مهیانبوده باشد ویادردوران کودکی موردآسیب های جسمی وعاطفی قرارگرفته باشد،بدون شک درمرحله بسیارناسالم تیپ شخصیتی خود قرارمی گیرد.
چنانچه بمدت دویاسه هفته ،عوارض وعلائم زیر راازخودنشان دهند،باید به روانپزشک ،مشاوره خانواده ویاروانکاو مراجعه نمایند.
  1. کناره گیری وتنهاگرایی همراه باافسردگی.
  2. نشان دادن بیش ازحد احساس وعواطف.
  3. وابستگی به یک ویادونفردیگر،حتی درصورت ناسالم بودن روابط فی مابین.
  4. طغیان خشم،دشمنی ونفرت.
  5. ناامیدی زیاد وافسردگی مزمن.
  6. دست ردزدن به روی کمک ونپذیرفتن راهنمایی های بسیارمفید وموثر.
  7. ناخشنودی ونفرت ازخود وهمچنین اشتغال زیادذهن به موضوع مرگ.
  • عوارض بیمارگونه تیپ شخصیتی چهار :

  1. افسردگی بسیارشدید ومزمن.
  2. خودشیفتگی بیمارگونه.
  3. اختلال شخصیتی درارتباط باانزواگرایی.
  4. تغییرات نفسانی وجنایت ازروی عشق.
  5. اقدام به خودکشی ویاکشتن دیگری.
  • روش های رشد دادن به تیپ شخصیتی چهار:

باید آگاه باشید که احساس،همیشه واقعی نیست،بطورکلی احساسات می توانند هم قوی باشند وهم اطلاعات مهمی راجع به درون انسان بدهند،اماهمیشه اطلاعات درستی ازانگیزه ها وزیربنای رفتاری نمی دهند.

خیلی ازواکنش های عاطفی ما،تحت تاثیر دوران کودکی وهمچنین محیط پرورشی مامی باشد،به همین دلیل نباید به صحبت های منفی واحتمالا نادرست دیگران ویابه انتقادات واردآمده به خود خیلی توجه نشان داد.
نوسانات عاطفی وناهنجاریهای احساسی ما،گویای آنچه که دردرون خود حس میکنیم نیست وپیام های قلب مارابیان نمی کند،زیراخصوصیات واقعی وفرآورده های قلبی،همیشه آرام ولطیف هستند،باید بدانیم وآگاه باشیم که ناهنجاریهای احساسی،اجازه نمی دهند،تجربیات زندگی بطورواقعی وعمیق درما اثربگذارند.متاسفانه این نوسانات عاطفی،نشان دهنده این است که ما ازاحساسات خود وبررسی عمیق آن چه که درمحیط مشاهده میشود میترسیم باید خویشتن رویایی راکه باحقایق زندگی هماهنگی ندارد،تشخیص دهید.
تیپ چهار
داشتن هدف های خلاق ونوین بسیارعالی است،ولی به تعویق انداختن امال واهداف زندگی،صرفابرای اینکه نبوغ شمارانشان نمی دهد ویااین که فاقد ابزارلازم برای اجرای آن هستید،یک نوع خودفریبی است.به همین روال باید یادبگیرید که استعدادهای واقعی خودرابپذیرید،نه اینکه به دلیل اینکه استعدادهایی ازنوع دیگربه نظرزیباتر وباارزش ترمی آیند،آنهاراردکنید.این یک نوع شکست شخصی است،زیرابارویاپردازی ازعملی کردن استعدادهای واقعی خود جلوگیری می کنید.
باید دوستان صمیمی درکنارخودداشته باشید که صادقانه شمارامنعکس کنند،بدین معنی که صفات واقعی وخوبتان رابتوانید ببینید وبرای شکوفایی آنهامشوق شماباشند،ضمن آنکه نقاط ضعف تان رانیز به شکلی دوستانه وبامهربانی بیان کنید.
تیپ چهارهمانندبقیه افراد(ولی ضروری تر)نیازمندند که بعضی مواقع،واقعیت های شخصی اشان به آنهایادآوری شود،بخصوص درمواردمربوط به عشق وعاشقی.زیراکه افراداین تیپ،رویاپردازهستند وبه آسانی آرمانها ورویاهای خودراباواقعیت های زندگی اشان اشتباه می گیرند.
باید آگاه باشید وبه این مسئله توجه داشته باشیدکه :
افرادی که درکنارشماهستند ودوستتان دارند،نمی توانندهمواره برای نوسانات احساسی وعاطفی شماحاضر وآماده باشند.آنان نمی توانندهمیشه جوابگوی توقعات کودک انسانی شماباشند.زیراکه خودشان نیز بامسائل شخصی ومشکلات خاص خود درگیرهستند.به همین دلیل نباید متوقع باشید وفکرکنید آنهایی که شمارادوست دارند باید بتوانند عکس العمل های شدیدتان راتحمل کنند.
برای خودبرنامه ریزی داشته باشید وروزانه یکسری فعالیت ها رابطورمنظم انجام دهید.افرادتیپ جهار معمولا منتظرمی مانند که تمایل خلق کردن وشکوفایی خلاقیت آن ها به سراغ شان بیاید،امااگربرای فعالیت های روزانه خود برنامه ریزی منظمی داشته باشند،شانس شکوفایی وقدرت خلاقیت آنهابیشترمی شود.بوجودآوردن شرایط محیطی مناسب وبابرنامه ریزی درزندگی درشکوفایی انگیزه های خلاق بسیارمفید وموثر خواهدبود.

انواع تیپ شخصیتی چهار(سالم،متوسط وناسالم) :

  • نگرش کلی به نوع سالم :

باخودشان صادق هستند،احساسات خودرامی پذیرند ومی توانند انگیزه،تناقض ودرگیری های عاطفی خودراکاملاببینند،اگرچه ممکن است آنچه راکه میبینند،دوست نداشته باشند.تیپ چهارسالم دربرملاکردن مسائل خصوصی خود،حتی اگرشرم آور هم باشند،واهمه ای ندارند،چون مایلند حقایق رادرمورد آن چه تجربه کرده اند کشف کنند تاهویت خودرادریابند وباعواطف گذشته خودکناربیایند.این توانایی موجب می شود که بتوانند دردها ورنج هاراباقدرت وپایداری تحمل کنند.آگاهی آن ها به خصلت های بدوتاریک خودسبب می شود آسان ترازسایرتیپ ها،آلام خودراهضم نموده وپشت سربگذارنند.
بطورکلی خلاصه تیپ چهاردرمرحله سالم :
نسبت به احساسات ووسوسه های درونی خودآگاه است.
به شکل احساسی ومعنی دار باخودودیگران ارتباط دارد.
باسیاست،بصیرت،علاقه واحترام بادیگران رفتارمی کند.خودواقعی اش راکه خوشرو،دوستانه ومخصوص به خودمی باشد،به دیگران معرفی می کند.
بسیارآراسته ومشخص است.
ازتنهایی لذت میبرد واجازه می دهد که وسوسه های ضمیرناآگاه به ضمیرآگاه واردشود.
شخصیت خودراکندوکاوکرده وصادقانه باآن برخوردمی کند.
به زندگی درونی وروابط اجتماعی خودبسیارعلاقمنداست.
باکنجکاوی وبدون هیچ گونه داوری،عواطف واحساسات خودرابررسی میکند.
روی زیبایی تاکید دارد وازاینکه احساسات خودرا بطورمطلوبی بیان کند ،لذت می برد.
می تواندبسیارجدی وبسیارشوخ باشد.درحالیکه ازنظراحساسی قوی است ،به آسانی هم تحت تاثیر امورعاطفی قرارمی گیرد.
افرادی خلاق هستند ومی توانندامورشخصی ودنیوی رابه شکل هنری نمایش دهند.
خودسازی ونوگرایی آنها باعث می شود که تمام تجربیات  خودرابه فرم وشکل ارزش مندی درآورند.
  • نگرش کلی به تیپ متوسط :

زندگی خودرامملوازهنروزیبایی می کنند تامحیطی مناسب برای بروز احساسات وعواطف خودفراهم آورند.
باتوسل به خیالات،تصورات ورویاها به احساسات خود قدرت می دهند.
برای برقراری ارتباط وتماس بااحساسات خود،همه چیزراشخصی تلقی می کنند.
بسیارحساس بوده وازنظرعاطفی قوی نیستند وخودرانیزبسیاردورازدیگران می بینند.
کناره گیری پیشه می کنند تاخودراکه بسیارمتفاوت ازدیگران می دانند موردمحافظت قراردهند.
نسبت به مسائل موردعلاقه اشان بطورمتناوب یابه طرفش جلب می شوند ویابابی علاقگی نشان میدهند.
بدخلق وخرده گیرند وبه همین دلیل،دیگران درکنارآنها احساس ناآرامی وناراحتی می کنند.
بی حوصله بوده ودرخودفرومی روند وبه آسانی ازاین حالت بیرون نمی آیند.
احساس میکنند بادیگران بسیارمتفاوت هستند،درنتیجه ضروری نیست که همانند دیگران زندگی کنند.
هرکسی که شیوه زندگی آنهاراموردسوال قراربدهد،خشم ودشمنی را درآنان برمی انگیزد.
درآنان احساس نفرت ولذت باهم تداخل پیداکرده وباعث می شود انجام امور وکارهای روزمره آن ها، دچارخلل شوند.
احساس ترحم به خود،هم چنین حسادت به دیگران موجب می شود به خیال بافی،خیال پردازی وتوهمات نامعقول بپردازند.
باگذشت زمان،آنهابیشترغیرمعقول،غیرفعال ،کم خاصیت وتصنعی می شوند.
  • نگرش کلی به تیپ ناسالم :

تیپ چهارباگذشت زمان وافزایش تخیلات غیرواقعی،ازکلیه ی  افرادی که خیالبافی ذهنی آنهاراموردتایید قرارندهند،دوری می کنند
وقتی رویا وتخیلات آنها باشکست مواجه می شود،نسبت به خود ودیگرانی که ازآنها حمایت نکرده اند ،بسیارخشمگین می شوند.
سعی می کنندشدت خشم ونفرت خودرابروز ندهند،به همین دلیل بیشترکناره گیر شده ودرنتیجه دچاراضطراب شدیدی می شوند.
دچارروان رنجوری،بی حسی ،بی حوصلگی عمیق وذهن درهم ریخته می شوند.
دچارخیالات واهی وافکارناخوش وتنفر غیرمنطقی ازدیگران می شوند.
ازشکست های خود وخواسته های برآورده نشده، بسیارعاجز ودررنج هستند.
شکست های آنها،باعث نخوت آنها ازخودمی شود.
نخوت ،بیهودگی وناامیدی برآنان غلبه می کند واحتمال دارد دست به خودآزاری بزنندازقبیل توسل به الکل وموادمخدر.
درمرحله بسیارناسالم می توانند اقدام به جنایت ویاخودکشی کنند.
لایه های نه گانه رشد  تیپ شخصیتی چهار :
لایه یک :(آزادی ورهایی)
زندگی باا زش ‌زیباست:
تیپ شخصیتی چهاردراین لایه این احساس راندارندکه دارای عیب وایرادبیشتر  ازدیگران هستند.مشکل هویتی ندارند،شخصیت بسیارشادمان وآزاده ای دارندکه کاملا آشکاراست.استعدادهای هنری وتوانایی خلاقیت خودراباارزش می دانند
لایه دو(توانایی های روانی) :
حساس ودرون پردازند :
احساسات خودراکاملا می شناسندو به خوبی به آنهاتوجه دارند.سعی برحفظ هویت پایدارخوددارند.براین باورهستندکه انسانهایی حساس،متفاوت وآگاه اند.احساسات درونی خودرا درکارهای خلاق خودنشان میدهند.
لایه سه(ارزش های اجتماعی ) :
هنرمندوخلاق.
باایجادکارهای نووتازه،هویت فردی خودرااستوارمی کنند.بافصاحت وآرامی به پویش احساسات خودمی پردازند تابتوانندروش مناسبی ابداع کنند ودرمعرض استفاده عموم قراربدهند.خلاقیت آنها شخصی است،ولی گاهی جنبه های دنیوی نیزدربردارد.
لایه چهار(ناهماهنگی بااموراجتماعی) :
فردگراورویاپرداز:
دراین لایه تیپ چهارنگران است که باتوجه به احساسات متغیر خود،قادرنخواهدبود هویت پایداری داشته باشد،درنتیجه به رویاپردازی روی می آورد تاخلق وخوی خودرابرای مدت طولانی تر وباشدت بیشتری نگاه دارد.ازروش وشیوه خیالبافی مخصوص به خوداستفاده میکند تامنحصربه فردبودن رادرخودپایدارکنددراین مرحله آرزومی کند کسی پیداشود واورانجات دهد.
لایه پنج (کنترل) :
خودمحوری وخلق وخوی بد :
دراین لایه ازاینکه دیگران آنهاراقبول نداشته باشند وقدردانی نکنند نگران هستند،بنابراین باقایم باشک بازی وانجام کارهای نمایشی،سعی برآن دارندکه دریابند آیادرجلب توجه دیگران موفق بوده اند یاخیر.این افرادمعتقدند باکناره گیری آگاهانه وحالت های مالیخولیایی می توانند فردنجات دهنده رابه سمت خودمتوجه وجلب کنند.
لایه شش (جبران وغرامت) :
خودمشغولی وتنزل درخودمحوری :
نگران  هستندکه زندگی،آنهارامجبورسازد آرزوهای خودرافراموش کرده وهیچ موقع نجات پیدانکنند.احساس می کنند خیلی چیزهارادرزندگی ،دارندازدست می دهند وبه همین دلیل به دیگران حسادت می ورزند.خودرامستثنا دانسته وباعدم فعالیت وصرفاباخودنمایی ورفتاری جذاب،خودرامشغول می کنند.
لایه هفت(تجاوز) :
پوچی وبیهودگی :
احساس می کنند که دارندزندگی خودرابه هدرمی دهند که درواقع درست هم هست.برای حفظ هویت تخیلی خود ازتمام افرادی که ازدید آنان،برایشان مشوق وحامی نبوده اند،دوری می کنند وبه تدریج به انزواگرایی روی می آورند.دراین موقع کوشش بسیاردارند که خشم ونفرت خودراپنهان کنند ودرنتیجه یک نوع بی حوصلگی وبی حسی برآنهاغالب می شود که افسردگی پیامد آن است
لایه هشت(وسواس وزیاده روی) :
نفرت ازخود :
آنچنان خودرادرپیدایش هویت فردی ،ناامید وناتوان می بینند که به همه چیزخوداحساس نفرت می کنند وازدیگران نیز بیزارند زیراکه آنان به عنوان ناجی عمل نکرده اند.این حالت نفرت سبب می شود که اگرچیزخوبی هم درزندگی برایشان مانده،عملاازبین برود.
لایه نه (بیماری وناخوشی )  :
بیزاربودن اززندگی :
ازاینکه زندگی خودرابارویاپردازی به هدرداده اندبسیارخشمگین هستند.ممکن است برای نجات یافتن ازاین وضع،دست به خودآزاری وحتی خودکشی بزننددربدترین شکل خود نیزاحتمال داردمرتکب جنایت شوند.
تیپ چهار
علائق ونگرانی های تیپ چهار:
دلبستگی به چیزی که وجود ندارد ،چیزی که دور وغیر قابل دسترس است وبه سختی به دست می آید.غبطه یعنی باور اینکه دیگران چیزی رادارند که او ندارد .مثل شادی ،عشق و رضایت.
غبطه به سه شکل بروز پیدا می کند:
  1. رقابت در روابط جنسی ویک به یک
  2. خجالت در روابط اجتماعی وبی توجهی وبی اعتنایی به زندگی
  3. وبی محابایی در رابطه فردی (رابطه خود باخود)
افسردگی اندوه شیرینی است که برجدایی او دلالت دارد واز حس فقدان او نشأت می گیرد. اما با همه این اوصاف ،برای او مطبوع وخاطره انگیز است.
احساس کنار گذاشته شدن توسط کسی که اورادوست داشته است ،عزت نفس او را در حد پایین نگه می دارد .
«اگر ارزش من بیشتر بود ،ترک نمی شدم»
روحیه ، خلق وخو ، سلیقه ، حرکات و رفتارهای خاص ، در کنار تجملات ، همگی ، ظواهر بیرونی و مایه اعتماد به نفس او هستند تا حس سرافکندگی درونی او ، ازدید دیگران پنهان بماند
خود را متفاوت از دیگران می پندارد و به همین دلیل ، حس می کند که فرد خاص وبی همتایی است: « من احساسات خاص خود را دارم ، درد ورنج من ، مرا از دیگران متمایز می کند .» خود را با دیگران غریبه می بیند
در حسرت گم شده ای که او را شاد کند. عاشقی که غائب است ،یک دوست دور از دسترس ، ارتباط با خدا و……..
عدم تحمل زندگی عادی و یکنواخت ، دوری از هر چیز معمولی .در مقایسه باشور وحرارت درونی ، برای احساسات معمولی ویکنواخت ، اهمیتی قائل نیست . از هر چیز معمولی دوری می کند.
غلیان احساسات ، که با گمگشتگی ،خیال پردازی ،آثار هنری ، رفتار و حرکات پرشور واحساس همراه است .اوج احساس
خاصیت جذب و دفع در روابط ، چرخه های جاذبه ودافعه ،دیگران را به سمت خود می کشد وسپس آنها را پس می زند. توجه به چیزی که ندارد .اگر او را دور از دسترس ببیند ، به سمت خود می کشد و وقتی آن را نزدیک خود حس کند ، پس می زند. این نوع توجه متناوب ، از جهتی موجب تقویت این حس می شود که کنار گذاشته شده وچیزی را از دست داده است واز سوی دیگر ، حساسیت وعمق احساسات وهیجانات او را بالا می برد وبه او این توانایی را می دهد ، که به هنگام ناراحتی وبحران دیگران ، از آنها حمایت کند
  • تعصب شخصیتی:

تیپ چهارکه غرق دراحساسات است ، به سمت برقراری روابط بادیگران کشیده می شود . عشق واحساس فقدان ،محور توجه آنهاست، پیوند قلب ها باعث میشه که احساس کنند کامل شده اند
نه تنها منفی باف نیستند ،بلکه ازافسردگی ناشی ازفقدان وگمگشتگی ، استقبال می کنند .ارتباط احساسی آنها بادیگران و جهان هستی به طور مکرر خاموش می شود ودوباره برقرارمی شود . ارتباط آنها آکنده از رنج ولذت است
وقتی دیگران شادند وآنها درحسرت آن هستند ،غبطه خوردن مثل خنجری است که درقلب آنها فرو می رود. ازنظر آنها ، دیگران از شغل ، خانواده و درکل ،از زندگی خود شاد وراضی هستند ولی آنها محروم هستند.
تیپ چهارحسودنیست ،تنها بامشاهده شادی دیگران پی می برد که خود شاد نیست .غبطه موجب می شود درجستجوی چیزها وحالاتی باشند که تصورمی کنند ،شادی را به همراه خواهند داشت.
پول ،طرز زندگی خاص شناخته شدن توسط دیگران و شریک زندگی مناسب
این جستجو به حالت چرخه وار ادامه پیدا می کند : آرزوی داشتن یک چیز ، اکتساب آن ، عدم رضایت و درنهایت کنارگذاشتن آن.
تیپ چهار پرجستجوی دست نیافتنی هاست وپس ازبدست آوردن ،همان ها را کنار می گذارد. پس ازکنار گذاشتن روابطی که زمانی جذاب به نظرمی رسیدند ،دوباره خواستار همان ها می شود ،زیرا بار دیگر درنظرش جذاب می آیند واین چرخه ، مدام تکرار می شود
اگرخصلت جذب ودفع در روابط ،به شکل عادت درآید ،درون نگری آنها متوقف می شود ومتوجه نیستند که به طور انتخابی تنها بر جنبه های مثبت روابطی که دور ازدسترس آنها قرار دارد توجه دارند.
تیپ چهار
تنها چیزی که می دانند این است که جدایی ازکسی که خاطراتی را در ذهن آنها زنده می کند غیر قابل تحمل است ودوست دارند که کانون احساسات وهیجانات زندگی آن فرد باشند
واینجاست که از احاطه شدن توسط افرادی که احساسات عمیقی ندارند ،اما شاد هستند ، بیزارمی شوند
با ادامه چنین دیدگاهی ،روابط فعلی ، درمقایسه با یک رابطه دور از دسترس ، عمیق وامیدوار کننده ،کم اهمیت جلوه خواهد کرد . واقعیتی در ذهن آنها شکل می گیرد که انتخابشان  اشتباه بوده و خوشبختی درجای دیگری است . بنابراین ، کنار گذاشتن روابط فعلی وتلاش برای دستیابی به یک آرزوی دور ازدسترس ،برایشان طبیعی جلوه می کند
لازمه رشد تیپ چهار در این است که به جای نیمه خالی ، نیمه پر لیوان را ببیند ، راضی باشد وآنچه دارد رابرای خود ،کافی بداند. زمانی برخورد آگاهانه با مسائل برای آنها میسر می شود که بانظارت برافکارشان متوجه شوند که ذهن شان درحال پس زدن رابطه فعلی ، به قصد چیز دیگری  است
حضور نزدیکانی که در برابر جذب ودفع تیپ چهار ،از خوپ آرامش نشان می دهند ،کسانی که خوبی وزیبایی رادر بودن درهمین مکان وزمان می دانند ودربرابر بالا وپایین شدن شدید حالتهای احساسی آنها ، پایدارهستند ، برای آنها بسیار مفید خواهد بود
  • خصوصیات فرعی

خصوصیات فرعی یعنی تاثیر تعصب شخصیتی احساسی تیپ چهار (غبطه) بر روی روابط وتعامل های جنسی ،اجتماعی وفردی( بقای فردی).
رقابت در روابط جنسی وتک به تک
منظور ازروابط جنسی دراینجا یعنی تمام روابطی که بایک شخص دارد ،بنابراین در روابط تک به تک باهر کس رقابت می کند.
غبطه با ایجاد رقابت ،تیپ چهار را درخصوص روابط  یک به یک ،به فعالیت وا می دارد. نیرویی نشاط آور که افسردگی و احساس گم گشتگی رابرهم می زند. این انرژی عظیم ،باپیام «خود رانشان خواهم داد» قادراست که کوه ها راجابجا کند
این رقابت خود رابه دو شکل نشان میدهد
رقابت به قصد تایید شدن ازجانب دیگران ، با این طرز فکر که در صورت توجه ویژه دیگران ارزش او بالا خواهد رفت ورقابت باکسانی که که مورد توجه دیگران هستند ،همان توجهی که او برای خود می خواهد.
رقابت با دیگران ممکن است به نفرت تغییر شکل دهد .کاهش ارزش دیگران ،برابر باکم شدن میزان غبطه آنهاست. او منتظر فرصتی است تا رقبا را ازچشم بیاندازد.
تیپ چهار رقابت طلب درتعقیب آنچه می خواهد ،دقیقا همانند تیپ سه رفتار می کند ، با این تفاوت که به جای هدف ،باشدت زیاد ،تنها به کنار زدن رقبا می اندیشد. رقابت به عنوان ابزاری مطمئن برای کنار زدن یاس واندوه ،به تیپ چهار نیرو می دهد.
تیپ چهار رقابت طلب ، خواهان توجه ویژه ،از افراد ویژه است ،کسانی که بی همتا وماهر هستند وذوق خاصی دارند. با جلب توجه این افراد ، مردم عادی برایش اهمیتی نخواهد داشت.
تیپ چهار
باچاپلوسی واظهار محبت به افرادی که درنظرش ارزشمند هستند ،عزت نفس پایین او نمایان نمی گردد. اساتید والگوهای ارزشمند ،برایش جذاب هستند.
چنین روابطی ، یابه یک رابطه متقابل رضایت آمیز می انجامد ویا درچرخه جاذبه ودافعه او قرار می گیرد. درچنین شرایطی ،ازترس طرد شدن ،دیگری راطرد می کند. بااین شیوه ،شرایط راکنترل می کند ،ارزش فرد دیگر راپایین می آورد واز کنار گذاشته شدن ، درامان می ماند.
این جاذبه ودافعه درواقع نوعی کنترل رابطه است. نه آنقدر دور ،که دیگری را از دست بدهد  ونه آنقدر نزدیک که بدون دیگری قادربه انجام کاری نباشد.
او معمولا با دوستان خود رقابت نمی کند ، ولی باهمکاران خود وهم چنین ،یک شریک زندگی بی اعتنا ،به شدت مبارزه می کند. اگر طرف مقابل ، تیپ چهار اور رابه قصد شروع یک رابطه جدید ،ترک کند ،احساس غبطه او تشدید خواهد شد.
در بخش بعدی به دیگر مطالب مربوط به تیپ چهار شخصیتی میپردازیم.
به نظر خودتان شما چه تیپ شخصیتی دارید؟
سایت جالبکده.
مقاله مرتبط:ویکیپدیا
برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا