جالبکده
علمی

تیپ چهار(بخش دوم) اینیاگرام

با ادامه ی مطلب تیپ چهار بخش دوم در خدمت شما هستیم. در این بخش به مفاهیم کلی این تیپ شخصیتی میپردازیم.
  • اثرغرور بر روابط اجتماعی:

شرمندگی وخجالت

زمانی که تیپ چهار دریک جمع وگروه ،خودرافردی ارزشمند و در حد دیگران به حساب نیاورد ، احساس خجالت به او دست میدهد .اینجاست که به دلیل مقایسه خود بادیگران ،دچارغبطه می شود. این طور احساس می کند که از شایستگی های دیگران ، برخوردار نیست.
خجالت و سرافکندگی تیپ چهار زمانی تشدید می شود که علیرغم عزت نفس پایین خود  ،شاهد خصوصیاتی باشد که برای دیگران ،ارزش واحترام رابه همراه دارد .این احساس به او دست می دهد که تنها دیگران ، ونه خود او ،  می توانند ازموهبت هایی  بهره مند باشند واینکه او نقصی در درون خود دارد که در نهایت ، بروز پیداخواهد کرد.
تجربیات تلخ گذشته تیپ چهار ،دلیل عزت نفس پایین اوست وبه خاطر همین صفت ، این توهم در او ایجاد می شود که دیگران چیزهایی دارند واز آنها لذت می برند که در زندگی او وجود ندارد.
نبود عشق در زندگی تیپ چهار و وجود احساسات خوب وشیرین در روابط دیگران موجب می شود که او به اختلاف و فاصله خود بادیگران پی ببرد.
تیپ چهارشرمنده ، برای یافتن نقص وایراد درونی خود ، ممکن است به خود حمله کند ، زیرا بر این باور است که انسان با لیاقت ، هرگز کنار گذاشته نخواهد شد.
تیپ چهار بخش دوم
او از طردشدن و یا آشکار شدن نقص درونی اش وحشت دارد. ترجیح میدهد خود را از چشم دیگران مخفی کند ، تا روابطی که در آنها احتمال بر ملاشدن این نقص درونی وجود دارد ، شکل نگیرد.
تیپ چهار به شدت به تحقیر شدن در جمع حساسیت دارد ودر عین حال ، آرزو دارد که در جمع شناخته شود. کنار گذاشته شدن از جمع ، هولناک است و از آن بدتر  ، این است که بداند چه کسانی در آن جمع حضور داشتند.
عضویت افتخاری ، جلوه اجتماعی منحصر به فرد ، جذابیت ظاهری وتاحدی گوشه نشینی ، عواملی هستند که او رافراتر از حد افراد معمولی قرار می دهد وتصویری ویژه از او می سازد ، تصویری که از آن ، به عنوان یک سپر محافظتی استفاده می کند.
  • تاثیر غبطه در روابط فردی(خود با خود):

بادامه مفاهیم تیپ شخصیتی چهار وموضوع تاثیر غبطه برروی روابط فردی(خود باخود) که بصورت بی اعتنایی آمیخته بابی پروایی نسبت به زندگی است درخدمت هستم.
تیپ چهار وقتی وضعیت اندوه بار خود راحس می کند ، به گونه ای زندگی می کند که انگار به بن بست رسیده است ودیگر ، چیزی برایش اهمیت ندارد
تیپ چهار که مدام  ، بین یاس وآرزو درتلاطم است ، دل به دریا می زند وحتی گاهی به خودکشی می اندیشد. بحران درونی حاصل از چرخه های آرزو وفقدان ، موجب می شود اتفاقات عادی زندگی ، مهم وحیاتی به نظر برسد.
بی اعتنایی نسبت به روزمرگی ها ،او را ازدام زندگی ماشینی رها میکند. این نوع زندگی شور ومعنایی رابه همراه دارد که درغیراین صورت ، یکنواخت وعادی به نظر میرسد.
بقا موجب می شود که با شتابزدگی وبی پروایی به سراغ هرچیزی برود ، تابلکه احساس رضایت دراو شکل بگیرد . تجملات ، مصاحبت های پرمعنا ویک محیط باشکوه ، غبطه اورامحو می نماید.
درتعقیب رویاهای خود ، ممکن است نیازهای اولیه خود راکنار بگذارد . آرزوی وصال آنقدر شیرین است که حتی احتیاط راکنار می گذارد ، دل به دریا می زند تا رویایش عملی شود.
اگر با رسیدن به آن رویا ، کماکان احساس رضایت نداشته باشد ، امنیت خود رابرهم می زند . دارایی های خود را ازدست می دهد ، دوباره تهیه می کند وباز هم آنها راپس می زند و……این چرخه ادامه پیدا می کند.
شیفته چیزی می شود ، آن را بدست می آورد ، سپس خراب می کند ودوباره همان چیز برایش جالب به نظر میرسد.
روحیه ، رفتار وسبک خاص
تیپ چهار ، ظاهری متفاوت از دیگران به خود می گیرد وبا این ظاهر متفاوت ،احساس خود کم بینی درونی او از دیگران ، پنهان می ماند . در درون ،خود را فردی کم اهمیت وکوچک می پندارد وحس نقصان درونی خود راپشت حفاظ یک ظاهر فرهیخته وعالمانه قرار می دهد.
لباس های متفاوت می پوشد ، سبک خاصی برای دکوراسیون منزل خود درنظر می گیرد وعلاقه خاصی برای زیبایی محیط اطرافش قائل می شود
زندگی بیرونی ، سبکی هنری دارد تا جبرانی برای نقصان درونی باشد . این سبک خاص با مضامین مبتکرانه ،بدیع ومتمایز سر و کار دارد .
او زندگی به سبک معمولی را برای خود عار می داند وپذیرش معیارهای تجاری وعامه پسند راتوهین به خود تلقی می کند.
آداب وحرکات موقرانه ، طرز تکلم بدیع ومنحصر به فرد ،نور شمع و……همگی ، عواملی هستند که او را از چیزهای معمولی دور نگه میدارد.
  • شور وحرارت احساسی:

اوج هیجانات واحساسات را در تیپ چهار می توان یافت : مسائل غیر منتظره ، تیتر اول خود کشی ها ،موفقیت های خلاقانه ومراقبه ،
تیپ چهار جذب موقعیت های خاصی می شود که برخلاف عادات و روزمرگی ها باشند ، درجستجوی درونیات ومسائل عمیقی که فراتر ازحد معمول ومتعارف زندگی به حساب بیایند . عتیقه جات ، مراسم وتشریفات مختلف او رابه خود جذب می کند.
تیپ چهار جذب وسپس بیزار می گردد . درد و اندوه دیگران رابه خود می گیرد .روی آوردن به مضامینی که از خود خاطراتی جاودانه برجای بگذارند ، مرهمی برای احساس فقدان  وجدایی او هستند.
تیپ چهار بخش دوم
صحت وسقم احساسات برای تیپ چهار اهمیت فراوانی دارد . « آیا این پیوند عمیقی بین قلب هاست ، یا فقط یک ارتباط سطحی؟ یک لحظه احساسی ناب وصادقانه ، ویا یک حالت معمولی؟
تیپ چهار درارتباط با کسانی که احساس را بامنطق می آمیزند ، از احساسات خود فاصله می گیرند ، ویا به احساسات سطحی روی می آورند ، احساس خوبی ندارند.
تاکید بر شور وحرارت در احساسات ، روابط تیپ چهار را طوفانی وپر هیاهو می کند . اوخواهان انگیزه وجنبش است. اینکه شیفته چیزی شود وچیزهای بهتر و والاتری راتجربه کند.
تیپ چهار دوست دارد غرق موضوعی شود وبا امواج هیجانات تناقض آمیز ،دست وپنجه نرم کند .مسائل گذشته وآینده ، توجه او را به خود جلب می کنند ، به فاصله ها می اندیشد وبرای زمان حال ،اهمیت چندانی قائل نمی گردد.
  • توجه به خود:
درد وجدایی برای تیپ چهار این توهم را ایجاد می کند که دیگران شادند واز آن لذت می برند ، چیزی که او از آن منع شده است. او بدنبال یک پیوند احساسی تمام وکمال است ، پیوندی که در دوران کودکی از آن بهره مند بوده ، رابطه شیرین ، قبل از اینکه کنار گذاشته شود . انتظار دارد روابط فعلی اش درحد آن پیوند احساسی کامل باشند.
درنظر تیپ چهار رابطه باید همواره پر جنب وجوش ،سوزناک ، آتشین وسرزنده باشد. او براین توهم خود اصراردارد که عشق ، رضایت کامل رابه همراه خواهد داشت . درحالی که بطور عمیق دراحساسات خود غرق شده است ، نگاه معقولی نسبت به دیگران ندارد وتنها جنبه هایی از دیگران را می بیند که یاد آور گذشته احساسی او باشند
اگر تیپ چهار به یک رابطه ایده آل دست پیدا کند ، با اینکه داشتن چنین رابطه ای ، زمانی آرزوی او بوده است ، اما حفظ این رابطه برایش آسان نیست
برای تیپ چهار ، جستجو زیباتر است تاخود مقصد . از اینکه آرزومند چیزی باشد ، لذت می برد . این شور واشتیاق است که به او انگیزه می دهد .
وقتی چیزی در دسترس قرارگرفت ، فقط برای مدت کوتاهی احساس رضایت می کند واین رضایت ، به تدریج از بین می رود . برای او ، جستجو پر معناست وبا رسیدن به هدف ، شیرینی جستجو به پایان می رسد.
  • اندوه وافسردگی(تعصب شخصیتی فکری تیپ چهار):
افسردگی برای تیپ چهار ، به منزله یک حفره تاریک است . این احساس به او دست می دهد که درمانده وعاجز شده است وقدرت هیچ فعالیتی را درخود نمی بیند ، انگار که هیچ راه گریزی وجود ندارد .
با ساعت ها خیره شدن به سقف ، حس می کند که زندگی اش متوقف شده است : « کاش شرایط جور دیگری بودند . چه اشتباهی کردم »
افسردگی او رادرمانده می کند ، دوره ای که باید سپری شود وحالات خود رادارد . درچنین حالاتی ، دوست دارد که دیگران به داستان ها وصحبت هایش گوش دهند وبه این نکته توجه کنند که وضعیت او بسیار ناگوار است وشرایط دشواری را پشت سر گذاشته است .
پافشاری او برغرق شدن دراحساسات ، آن دسته ازتیپ های شخصیتی که از احساسات منفی دوری می کنند رابه ستوه می آورد.
افرادی که در برابر حالات تیپ چهار به دنبال یک راه حل سریع می گردند ، قصد راهنمایی کردن ، شاد کردن وبهبود وضعیت او را دارند ، اندوه او راعمیق تر می کنند .
درصورت عدم اهمیت دیگران به افسردگی تیپ چهار ، این احساس دراو شکل می گیرد که آنها به او توجهی ندارند . احساسات او به نحو شگفت انگیزی بالا وپایین می روند .
تیپ چهار شاهد آن است که دیگران با شادی های معمولی سرگرم هستند ،بدون آنکه اوج احساسات انسانی ، مثل لذت ودرد را تجربه کنند.
افسردگی ،روحیه مورد علاقه تیپ چهار است که درآن با اشخاص وچیزهایی که از آن دورند ویا در زندگی اش وجود ندارند ، پیوند حاصل می شود . او این طور استنباط می کند که انسان ها همگی درسطح ذات وگوهر درونی با یکدیگر درارتباط هستند.
تیپ چهار بخش دوم
تیپ چهار ممکن است جذب روحیه واحساسات خود شود وبه خیال خود ، به تعالی آن بپردازد . به طور معمول افسردگی با فعالیت ازبین می رود . فعالیت موجب می شود توجه انسان ازخود ، به محیط معطوف گردد .
بعضی از افراد تیپ چهار درهمان مراحل ابتدایی افسردگی ، آن را با فعالیت مفرط ازخود دور می کنند . آنها شبیه تیپ سه به نظر می آیند ، به حرکت خود ادامه می دهند وکار رابه پایان می رسانند ، ولی درحین انجام کار ،از حس افسردگی خود باخبرند وعلاقه ای به جلب توجه دیگران ندارنند
سه نوع تیپ چهار وجود دارد :
افسرده مزمن ، پیش فعال ، نوعی که به طور متناوب هر دو را داراست .
اصطلاحی که دراینیاگرام به نام گرایش به سمت تیپ مجاور (بال) وجود دارد . تیپ چهار افسرده مزمن به سمت تیپ پنج ، پیش فعال به سمت تیپ سه ونوع سوم به طور متناوب به سمت هردو تیپ ۳ و۵  گرایش دارد
  • بی همتایی:

با اینکه تیپ یک فردی عالی طلب به حساب می آید ،اما این تیپ چهار است که معیارهای منحصر به فرد و ویژه دارد . فردی یگانه وبی نظیر ،که به آسانی رضایتش جلب نمی شود
او زندگی بی روح وکسل کننده را اهانت به خود می داند ،با این باور که در دام روزمرگی افتاده است ومجبور شده به حد متوسط راضی باشد .
ازحضور درفروشگاه ها ، درکنار انسانهای ماشینی ،احساس بدی به او دست میدهد .از روابط معمول ومتعارفی که مردم به آن سرگرم هستند ،دوری می جوید.
او درزندگی خود به دنبال معجزه است ،ملاقات های حیاتی وسرنوشت ساز ، افراد غریبه ، بزرگوار ومودب . از میان میلیون ها انسانها به دنبال کسی است که او را درک کند .
تیپ چهار با وجود این احساس که ازبقیه متفاوت است وکسی او را درک نمی کند ،به راحتی با افرادی که در رنج واندوه هستند ، یکی می شود. یأس ونامیدی رابه خوبی درک می کند وجذب کسانی می شود که شرایط سختی داشته باشند.
درونیات تیپ چهار با افراد محروم ، رنج دیده ، داغدار وطرد شده همخوانی دارد .او بر این باور است که این افراد ، به دلیل درک نشدن توسط دیگران ، باید افراد خاص ومتفاوتی باشند . جواهری ناب که تحمل رنج و درد آن راصیقل داده وکسی که احساساتش ، به دلیل رنج وعذاب ، تلطیف شده است .
نکته دیگر این که تیپ چهار با خاص وعمیق تر دیدن خود نسبت به مردم عادی ، یک شادی ساده را امری زود گذر ، و ناپایدار تلقی می کند .
تیپ چهار بخش دوم
  • تیپ چهار درعشق:

برای زندگی با تیپ چهار بهتر است بدانید :
به خاطر داشته باشید که او همواره احساس می کند که دیگران از چیزهایی برخوردارند و او از انها برخوردار نیست . در واقع ، با دقت در کیفیت احساسات وعواطف روابط دیگران ، از نداشتن چنین کیفیاتی ، احساس نگرانی به او دست می دهد
توجه تیپ چهار به چیزهای دور از دسترس واز سوی دیگر ، نگاه مثبت او به هرکس و یاچیزی که زندگی اش وجود ندارد ، همانند یک عاشق خیالی ، یک دوست دور ، یک رویای دست نیافتنی ، ممکن است شما رانگران کند .
رابطه با او ساده وعادی نیست وپیچیدگی های خاص خود را دارد . هدف او عمق رابطه است ،نه لذت وشادی .
تحمل احساسات عادی ویکنواخت را ندارد ، با این باور که چیزی فراتر از اینها باید در رابطه وجود داشته باشد . کارشکنی ، خرابکاری ، درد ورنج ، شور وهیجان را به رابطه ، اضافه می نماید.
او زمان حال راغیر واقعی می داند . درنظرش ، تمامی روابط ، به واسطه عشق درمسیر تجلی حقایق به پیش می روند ، به سمت آشکارشدن نهایی ،لحظه ای مافوق تجربه بشر ، بیداری دوباره روح و……..
انگار که همواره درحال تماشای نمایش هستید :
خلق وخو وروحیات خاص ، شور وحرارت ، تجملات ، ذوق خاص ، خودنمایی برای سرپوش گذاشتن بر احساس محرومیت وفقدان درونی ، سبک هنری ،کنایه های بحث برانگیز ،ظرافت طبع ، حالت خاص نگاه ، ایده آل های عاشقانه.
تیپ چهار بخش دوم
تیپ چهار به جستجو اهمیت میدهد ، نه شادی . دارای قریحه احساسی ظریف و تلخ وشیرین . حس وحال افسردگی . عشق درنظرش لایه ها ومراحل مختلفی دارد.
از افرادی که درگذشته با آنها درارتباط بوده است ، به نیکی یاد میکند و به تجربیات عاطفی  وکسانیکه هنوز درزندگی اش حضور پیدا نکرده اند ، توجه دارد . به موقعیت های فعلی ، توجه چندانی نشان نمی دهد.
عادت به دفع وجذب شما ، وقتی درکنارش باشید ، به نکات منفی شما ووقتی از او فاصله داشته باشید ، به نکات مثبت شما توجه می کند.
این نوع توجه به شما ، احساس فقدان وگم گشتگی خود او را تقویت می کند واز سوی دیگر به حالات احساسی شما حساس می شود وبه هنگام غم وناراحتی ، تکیه گاه شما خواهد بود .
  • صمیمت تیپ چهار:

هسته مرکزی زندگی تیپ چهار ، روابط احساسی اوست . باتحریک احساسات ، هر چیز دیگری درنظرش کم رنگ می گردد . تحریک احساسات می تواند به طور ناگهانی  دراو ایجاد شود  : باتغییر وضع هوا ، مشاهده یک منظره جذاب و گیرا ، یک گفتگوی هیجان برانگیز وحتی فریاد یک کودک .
وقتی قلبش تحت تاثیر احساسات قراربگیرد ، تمایل فراوانی برای دنبال کردن احساسات ، کنار گذاشتن احتیاط وتحقق نیازهای عاطفی دراو پدیدار می شود . نیاز به این شرایط احساسی خاص ، موجب می شود که درشرایط عادی به راحتی رابطه برقرار نکند .
از آنجایی که برقراری ارتباط ، کانون توجه زندگی اوست ، از شریک زندگی اش انتظار احساسات مداوم دارد ، طالب دلبستگی وسرسپردگی راسخ از سمت اوست و در اثر طرد شدن ، به شدت پریشان می شود .
به مانند کودکی که صورتش رابه پنجره می چسباند ، با اشتیاق خاصی ، به بیرون نگاه می کند تاچهره آشنا بیابد . اگر این آشنا از راه برسد ، اوهیجان زده می شود وآرزوها و تخیلات فراوانی را در سر می پروراند.
درمواجهه با خنده ای نا به جا ، نگاهی نامناسب ویا طرز رفتار نا مأنوس ودر واقع هرچیزی که مورد پسند او نیست ، امیدش به خشم بدل می شود .
خود را برای عشقی که زمانی در دسترس او بوده است ، فدا می کند : «چرا منو باخودت نبردی ؟ چرامن ارزشش را نداشتم؟ آیا دوباره بر میگردی ؟»
درتیپ چهار جستجو برای عشق ، به سرعت شکوفا می شود . لحظات ناب ، امکان وصل شدن قلب ها وتب وتاب وهیجان گذرا در آنها شکل می گیرد . تکرار شکست برایشان بسیار سخت ودشوار خواهد بود .
تنش درونی تاجایی گسترش پیدا می کند که به اجبار ، طرف مقابل را از خود دفع می کنند .از ترس برملا شدن ایراد ونقص درونی ، که در دوران کودکی موجب کنار گذاشتن آنها شده بود ، از ابراز محبت خودداری می کنند .
دیگر به لحظه کنونی نمی پردازند وبه کسب چیزی سخت ودشوار درآینده ، توجه می کنند .شکست درعشق برایشان مقوله ای آشنا است . با ازدست دادن یک نفر ، پی می برند که عاشق او بوده اند ودوباره جای خالی او را احساس می کنند.
مشخصه بارز روابط تیپ چهار ، جاذبه ودافعه درتمایلات اوست . وقتی در آرزوی کسی باشد ، او رامورد تحسین قرار می دهد وگرنه با او مغرضانه برخورد می کند . علت این کینه جویی ،تجربه های طرد شدگی قبلی اوست . با این باور که قبلا از دیگران آزار دیده ونفر فعلی نیز درحال تکرار همان هاست.
ارتباطات تیپ چهار باید در چرخه های متعد جاذبه ودافعه ، دوام بیاورد تا درنهایت ، به اعتماد واطمینان منتهی شود . وقتی کسی به تیپ چهار علاقه مند باشد ، او فاصله می گیرد واگر طرف مقابل ، قصد ترک رابطه را داشته باشد ، تیپ چهار از ته دل ، اورا می طلبد .
تیپ چهار باحضور در درابطه ودرعین حال ایجاد فاصله ، از خود محافظت می کند . دیگران رابه خود جذب وسپس آنها راطرد می کند . تمایل به جاذبه ودافعه ، ،موجب می شود نسبت به صحت رابطه خود نگران باشد که آیا این یک رابطه ناب وصمیمی است ویا فقط سطحی ،آیا یک عشق با دوام است یا یک حس زود گذر ؟
تیپ چهار درحال وهوای احساسی متغیر خود زندگی می کند .او به یک تکیه گاه ونقطه اتصال مطمئن نیاز دارد . آیا می تواند به مخاطب خود اعتماد کند؟ ، ارتباطات قلبی را شکننده می داند وروحیاتش به راحتی تغییر می کنند .
تیپ چهار بخش دوم
تیپ چهار در مورد دوام رابطه اطمینان کافی ندارد . طرف مقابل باید تکیه گاه او باشد تا درکنار او بحران های خود را پشت سر بگذارد . دراکثر موارد طرف مقابل باید در چرخه های مداوم جاذبه ودافعه تیپ چهار ایستادگی کند واز تصمیم خود برنگردد.
خاتمه موضوع صمیمیت در تیپ چهار بخش دوم:
  1. پیام های  تیپ چهار
  2. پیام های مثبت
  3. پیام های منفی
  4. پیام های ضد ونقیض
  5. پیام های درونی

پیام های مثبت :

تیپ چهار زندگی خود را به سبک هنرمندانه ای اداره می کند وبرای ابراز خود دست به خلق هنر می زند.
او وقت ونیروی خود را صرف شور ، هیجان وحرارت می نماید ، شما رابه سمت خلاقیت ، درد ورنج  وچرخه عشق وبیزاری خود هدایت می کند . خواهان احساسات شماست وشما رابه اعماق احساسات هدایت می کند . قادر است شما را در ابعاد مختلف احساسات ، غرق نماید.
پیام های منفی:
تیپ چهار می تواند کار رابه جایی برساند که شما احساس کنید برای او کافی نیستید ولیاقت لطف وتوجه او راندارید . انگار که رفتار شما موثر واقع نشده است . اگر جور دیگری رفتار کرده بودید ، باعث خوشحالی او می شد . بنابراین ،  ایراد از شماست دراین شرایط ، وقتی سعی درکمک به او دارید ، بامقاومت او روبرو می شوید . احساس گناه به شما دست میدهد ، زیرا نتوانستید بیش از این از خود مایه بگذارید .
مواجهه بامرحله دافعه از چرخه جاذبه و دافعه ، که با بی اعتنایی کنایه آمیز ونیش دار او همراه است ، شما را آزار خواهد دارد . مجبورید باچرخه های بحرانی مکرر تیپ چهار کنار بیایید . احساسات او بر احساسات شما غلبه دارد .
تیپ چهار بخش دوم
پیام های ضد ونقیض:
عشق وبیزاری ممکن است در کنارهم وجود داشته باشند وتحمل چنین شرایطی برای تیپ چهار سخت ودشوار است . ایده آل پنداشتن یک رابطه و همزمان ،ترس از کنار گذاشته شدن موجب می شود که اوتنها به قسمت هایی از رابطه که با تصویر ایده آلش سازگار باشد ، عشق بورزد وبقیه را ازخود دور کند : «دوستت دارم ، با این که ناراحتم می کنی.»
شیرینی رابطه برای تیپ چهار این است که دریک حالت بینابین قرار داشته باشد ، نه آنقدر دور که طرفش را از دست بدهد ونه آنقدر نزدیک که به درونیات او پی ببرند .
عادت به جاذبه ودافعه در روابط تیپ چهار ، حاوی پیام های متناقض برای اطرافیان اوست . درنقش مخاطب تیپ چهار ، شما متوجه می شوید که به هنگام دوری از او برایش عزیز وگرامی هستید وبا نزدیک شدن به او ، شدت علاقه اش به شما کم می شود واو ارزش سابق را برای شما قائل نیست.
تیپ چهار درعین ترس از طرد شدن ، قبل از اینکه کنار گذاشته شود ، دیگری راکنار می گذارد . رابطه رابرهم می زند واعتماد موجود راخدشه دار می کند وپس از سپری شدن بحران ، ممکن است خواهان بازگشت شما باشد .
پیام های درونی:
تیپ چهار با آرزوی فراوان برای داشتن چیزهایی که از آن برخوردار نیست ،از حس غبطه خوردن خود بی خبر می ماند . باخود می گوید : « اگر موهای من مثل فلان کس بود ، اگر من لباس های فلانی را داشتم ، اگر ثروت ، مقام ، خانواده ، شهرت و……من مثل دیگری بود.
بنابراین با نداشتن موهبت هایی که دیگران از آن بهره مندند ، حس اندوه او منطقی وقابل توجیه به نظر می رسد : چنین شرایطی منصفانه نیست . اگر زندگی ام جور دیگری بود ، حتما شاد میشدم ، اگر سر وشکل وبدنم بهتر وزیباتر از این بود ، اگر همسرم جور دیگری رفتار میکرد ، اگر تلاش میکرد تا تغییر کند و………
تیپ چهار این گونه توجه به زندگی دیگران را حسادت نمی داند ، بلکه بر این باور است که در گذشته اشتباهاتی مرتکب شده است وحال ، با توجه به برتری های زندگی دیگران ، قصد بهبود زندگی خود را دارد .
با این احساس که طرز زندگی فعلی اش چندان مناسب نیست ، احساساتش رو به زوالند وخلاقیتش در معرض خطر قرار دارد، تنها چیزهایی را می بینند که دیگران با آن شادند واز آن لذت می برند .
تیپ چهار به ندرت ، از آنچه خود دارد لذت می برد . بسیار کم پیش می آید که به خود بگوید : « من دارای همان عشق ورابطه ای هستم که لازمه خلاقیت من است واین حس خود بیزاری ، مانع پیشرفت من شده . »
تغییر دیدگاه از آنچه ندارد به آنچه دارد ، مرور نعمت های شخصی وارزش قائل شدن برای آنها به تیپ چهار کمک می کند
باتمرکز به زمان حال وعدم توجه به داشته های دیگران ، غبطه محو خواهد شد . دراین شرایط ، ممکن است به خود بگوید : « من می توانم معادل آنچه دیگران دارند را در زندگی خود مشاهده کنم ، من راضی هستم وبه قدر کفایت از نعمت برخوردارم .
  • کار از دیدگاه تیپ چهار:

تیپ چهار خواهان داشتن شغلی متمایز ، که خلاقیت ونبوغ ، لازمه آن باشد وجلب نظر کند . شیوه های منحصر به فرد برای کسب درآمد.
باید احساس کند به خاطر ایده ها ودید گاه های ویژه اش ، به او احترام گذاشته می شود.
بازدهی او با روحیانش ارتباط مستقیم دارد . عدم توجه به وظائف به هنگام غلبه احساسات تا حد برهم زدن زندگی کاری به خاطر یک مسئله عشقی خواهان ارتباط با افراد صاحب منصب ، کسانی که در جهت کیفیت ، ونه شهرت واعتبار گام بر می دارند.
احساس حقارت درصورت انجام کارهای عادی وعامیانه . تعبیر واژه عامیانه در میان افراد تیپ چهار متفاوت می باشد  : برای یک تیپ چهار باغداری وبرای تیپ چهار دیگر ریاست یک کارخانه ، کار عامیانه به حساب می آید .
تیپ چهار بخش دوم
او حس می کند که به سمت کارهایی که با احساسات سر وکار دارند ،کشیده می شود : مشاور اجتماعی ، فعالان حقوق حیوانات ، بررسی دلائل خود کشی ……..
رفتارگزنده وتهاجمی در برابر رقبا وهمکاران . جذب شدن به سمت افراد موفقی که خارج از حوزه علائقش باشند.
عدم رشد وشکوفایی در محیط کاری که در آن ، مجبور به همکاری با افرادی باشند که از او ماهر تر و معتبر تر هستند واز حقوق بالاتری برخوردارند.
  • شیوه راهبری تیپ چهار:

تیپ چهار درمحیط های رقابتی ، همانند تیپ سه شخصیتی عمل می کند . تیپ سه در محیط کار عنصر با ارزشی است وماهمگی درصحنه رقابت ، ترجیح میدهیم که همانند او رفتار کنیم وحتی احساس او راداشته باشیم.
پاداش های مالی وبه رسمیت شناخته شدن ، به تیپ چهار ، به خصوص باخصوصیات فرعی رقابت جو ، انگیزه می دهد . اوفردی است کارآمد ، که مشغولیت های کاری فراوان ، مانع بروز افسردگی اوست . با این حال ، او خود از تفاوت بین نقابی که در محیط کار برچهره دارد واحساسات درونی خود با خبر است .
تیپ سه وچهار هردو برای تحقق اهداف کار می کنند ، اما انگیزه تیپ سه ، غلبه بر دیگری وانگیزه تیپ چهار متمایز شدن او از دیگران است .
تیپ چهار راهبر وقتی قصد ثابت کردن چیزی راداشته باشد ، باشور و حرارت ورقابت طلبی به فعالیت می پردازد . وقتی تن دادن به خطر برای او شهرت و آوازه به همراه داشته باشد ، از آن استقبال می کند.
او در شرایط پر مخاطره ، بسیار موثر تر عمل می کند ، تا وقتی که بخواهد در جهت حفظ شرایط فعلی گام بر  دارد .
پرداختن به مسائل جزیی ، او را در مضیقه قرار می دهد . در کارهای عادی وروزمره چیزی برای اثبات خود نمی یابد . اگر از کارخود خسته شود ، تلاش های قبلی خود را تخریب می کند . اما هر اتفاق ناگواری علاقه او را به کار بیدار می کند ، زیرا درچنین شرایطی ، موفقیت دور از دسترس و جذاب به نظر می رسد .
چرخه های جاذبه ودافعه ، در کار تیپ چهار هم نمود پیدا می کند . او درتعقیب اهداف بسیار فعال می باشد ، اما موفقیت ، همواره برای او دردسر ساز است . باکم شدن شور وحرارت ، علاقه خود رانسبت به موضوع از دست می دهد .
تیپ چهار راهبر می خواهد از نظر احساسی ، درگیر کارها باشد .
تیپ چهار بخش دوم
وقتی انجام کاری ، جلوه منحصر به فردی داشته باشد ، تیپ چهار آن رابخوبی به انجام می رساند . نقشی متفاوت وتازه ، ایجاد یک حرکت متمایز در حوزه کاری ، که با آن مورد شناسایی قراربگیرد
تیپ چهار وقتی یک موفقیت کاری به خود او ارزش بدهد ، هویت خود را درانجام آن می بیند . به همین دلیل به یک کارمعمولی ، توجه چندانی نشانی نخواهد داد . با کاهش علاقه نسبت به یک کار ، سراغ کار جذاب وتازه دیگر خواهد رفت
تیپ چهار معمولا یک کار پر درآمد ، که به آن علاقه چندانی ندارد را به عنوان کار اصلی انتخاب می کند ، تا درپناه درآمد حاصل از آن ، بتواند کارهای مورد علاقه اش را انجام دهد .
تیپ چهار تفاوت این دو مفهوم رامی داند : کاری که برای کسب درآمد انجام می دهد وچیزی که واقعا به آن علاقه دارد .کارهای روزمره او ممکن است با کارهای جانبی وسرگرمی هایش کاملا متضاد باشد ، مثل شاعری که در بانک کار می کند ، محققی که به رقص علاقه مند است و…..
تیپ چهار دراغلب موارد ، برای حمایت از یک آرمان ارزشمند ، شغلی را انتخاب می کند . کاری را انجام می دهد که باشور واحساساتش هماهنگ باشد ، ولی با رفع موانع و چالش های کاری ، علاقه خود را نسبت به آن از دست می دهد .
تیپ چهار دوست دارد افراد سازگار را درکنار یکدیگر قرار دهد وچنان جوی دربین آنها ایجاد کند که دیگر نیازی به رقابت نباشد . درتشویق دیگران برای سخت کوشی ، بسیار با استعداد است ، به خصوص در جو پرهیجان توسعه وگسترش حوزه کاری ، به آنها القاء می کند که از عهده اش بر خواهند آمد
  • تعارض تیپ شخصیتی چهار با دیگران:

مردم اغلب در کنار تیپ چهار ، خود رامعیوب احساس می کنند . شما به عنوان مخاطب تیپ چهار ، در ابتدا ، این احساس را داشتید که فرد خاصی هستید ، وپس از مدتی ، به آنچه می گویید ،  اهمیت خاصی داده نمی شود . دراین شرایط ، این طور استنباط می کنید که زمان برخورد مناسب باشما پایان پذیرفته وگفتگو باشما خسته کننده وملال آور شده است . بنابراین خود را عقب می کشید وپس از آن ، دوباره تیپ چهار از راه می رسد.
این رفتار تناقض آمیز ، چیزی جز چرخه جاذبه ودافعه او نیست.
تیپ چهار بخش دوم
یکی از نمونه های بارز شیوه کاری تیپ چهار این است که با کنار گذاشتن کاری که به آن آشنایی دارد ، به سراغ یک کار جدید وهیجان برانگیز می رود . وقتی فعالیتی تثبیت شد ، معمولا احساس محدودیت می کند وآن رابه اطرافیان خود محول می نماید .
تیپ چهار به هنگام تلاش وفعالیت ، سعی در تعالی دارد ، ولی در برابر رقبا ، گزنده ونیش دار رفتار می کند .
به عنوان یک فرد مبتکر ، افراد خلاق دیگر را زمانی تحسین می کند که ابتکارات آنها ، در ارتباط با حوزه کاری او نباشد .
برای حفظ ارزش های خود ، به تایید دیگران نیاز دارد واصرار می کند که دوستانش موضع خود را مشخص کنند :  «آیا تو کار مرابیشتر می پسندی یا فلانی(رقیب من ) را ؟ تو از طرف چه کسی هستی ؟»
  • تیپ چهار در نقش کارمند ویا کارگر:
تیپ چهار کارگر یا کارمند باید احساس کند که فرد ویژه ای است . به رسمیت شناخته شدن از جانب افراد صاحب منصب ، عامل رشد وشکوفایی اوست
مزایای کاری وتوجه ویژه دیگران موجب می شود که به گونه ای متفاوت عمل کند . دوست ندارد همانند دیگران به نظر برسد وجزیی از آنها به حساب بیاید.
بیشتر از هرچیزی ، از اینکه از راه مقایسه با دیگران ، مورد انتقاد قرار بگیرد ، اجتناب می کند . زیرا او به خودی خود ، دیگران را باخود مقایسه می کند وبه جای لذت از انجام کارها ، به دیگران توجه می نماید .
تیپ چهار نیاز دارد که مورد توجه قرار بگیرد ونظراتش راجویا شوند . اگر برای هر کاری ، حتی یک کارمعمولی ، ارزش قائل باشد ، آن رابه کاری لذت بخش تبدیل می کند . دراین حالت ، نگاه خاصی که نسبت به انجام کارها دارد ، الهام بخش دیگران برای انجام کارهای روزمره است .
تیپ چهار دوست دارد که کارها ازعمق خاصی برخوردار باشند . برای جلب توجه او به وظائف ، باید در کار ، چالش ایجاد کرد تا علاقه اش به کار حفظ شود .
افراد تیپ چهار به تعهد ومسئولیت پذیری درقبال یک آرمان ارزشمند ، شهرت دارند . اگر شغل خود را واجد آن آرمان ارزشمند بدانند ، ارزش خود را در انجام آن خواهند دانست .
در تیپ چهار بخش دوم سعی کردیم تمامی مطالب را در اختیار شما عزیزان قرار دهیم. میتوانید نظرات خود را با ما در میان بگذارید.با تشکر وبسایت جالبکده
برچسب ها

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا