جالبکده
علمی

نئاندرتال ها درمیان ما

نشانه هایی از امیزش نئاندرتال ها با انسانها موجود است که می‌تواند تاریخ حیات بشری را دگرگون کند.
سال گذشته، وقتی از اولین گزارش ها درمورد توالی ژنتیکی نئاندرتال ها اعلام شد، با کمال تعجب دیده شد که  نئاندرتال ها با باقی گذاشتن رد پای خود در ژنوم انسان های امروزی با آنها آمیزش داشته اند.
هم اکنون تیمی از پژوهشگران به رهبری سوانته پابو از موسسه انسان شناسی تکاملی ماکس پلانک در لایپزیگ آلمان، با جداسازی اجزای DNA که هنوز در فسیل استخوان نئاندرتالها وجود دارد، در حال بازسازی ژنوم آن ها و کشفیات جدید درباره آنها هستند.
دکتر پابو در استخراج و آنالیز DNA استخوان های فسیل شده پیشگام بوده و طی ۱۳ سال گذشته در تحقیقاتش درباره ی ژنوم نئاندرتالها، موانع بزرگی را پشت سر گذاشته است.
نئاندرتال‌ها شکارچیان خبر و کوتاه قدی بودند که تا ۳۰ هزار سال پیش، در اروپای کنونی حکمرانی میکردند.
پژوهشگران که تاکنون ۶۰ درصد ژنوم آنها را بازیابی کرده اند، امیدوارند در آینده نزدیک، آن را کامل کنند.
آنها با مقایسه ژنوم نئاندرتالها با انواع مختلف انسان های امروزی، به این نتیجه رسیدند که منشأ حدود ۱ تا ۴ درصد انسان های غیر آفریقایی امروزی نئاندرتال ها هستند.
نئاندرتال ها درمیان ما
هرچند به ادعای این پژوهشگران، ‏DNA نئاندرتال ها احتمالا نقش مهمی در تکامل انسان مدرن نداشته است.
 با این حال، رشته ژن ناندرتالها اهمیت فوق العاده ای در درک تاریخ تکامل انسان دارد؛ یعنی از حدود ۶۰۰ هزار سال پیش انسان مدرن(هوموساپینس) از نئاندرتالها(هومونئاندرتالیس) از هم جدا شدند.
دانشمندان تاکنون تعداد اندکی ژن را شناسایی کردند که موجب پیشرفته تر شدن انسان های امروزی از زمان جدایی از نئاندرتالها بوده اند.
شناسایی این ژن ها بسیار مهم است زیرا ملاک جدایی بین انسان و نئاندرتال شده‌اند و در نهایت باعث برتری ما بر آنها.
بعضی از این ژن های شناسایی شده، مربوط به ساختار استخوان و عملکردهای شناختی بوده است.
  • ایراد های باستان شناسان:

البته نتیجه گیری گروه لایپزیگ، مبنی بر پیوند نژادی بین ناندرتالها و انسانهای امروزی، قبل از جدایی آسیایی ها و اروپایی ها با تردید بعضی باستان شناسان هم مواجه شده است.
با توجه به اینکه دو گونه، بین ۴۴ تا ۳۰ هزار سال پیش به طور همزمان در اروپا کنار هم زندگی میکردند، پیوند بین انسان های امروزی و ناندرتالها شگفت آور نخواهد بود.
نئاندرتال ها از زمان ظهور انسان امروزی در اروپا تا انقراض شان با یکدیگر همزیستی داشته اند.
با این وجود سال‌هاست که باستان شناسان در جستجوی شواهدی از پیوند نژادی در فسیل ها هستند که هنوز نتیجه ای در بر نداشته است.
دیرین شناسان هنوزهم به نتایج جدیدی که صرفاً بر پایه ژنتیک و محاسبات آماری و ریاضی به دست آمده،مشکوک اند.
دانشمندان ماکس پلانک لایپزیگ مدعی اند که پیوند نژادی قبل از جدایی انسان های امروزی در اروپا و آسیا، حدود ۱۰۰ تا ۶۰ هزار سال پیش در خاورمیانه رخ داده، نه در اروپا.
این در حالی است که در این مکان و در این دوره زمانی، شواهد فسیلی و دیرینه شناسی کمتری برای اثبات همزیستی بین ما و نئاندرتال ها هست‌.DNA هایی که دکتر پابو آنالیز کرده از سه استخوان کوچک از غار ویندیا در کرواسی به دست آمده است.
 یان تاتر سال- یک فسیل شناس از موزه تاریخ طبیعی آمریکا در نیویورک: درباره نقشه ژنتیکی نئاندرتالها می‌گوید: این یک موفقیت باورنکردنی است.
اما او و دیگر دیرینه شناسان به بعضی از توضیحات دکتر پابو و همکارانش مشکوک اند.
نئاندرتال ها درمیان ما
 ریچارد کلاین: فسیل شناسی از دانشگاه استنفورد، معتقد است نظریه گروه پابو مبنی بر پیوند نژادی در زمانی نزدیکتر، بعضی از یافته‌های مسلّم باستان شناسی را نقض می کند:《 آنها می گویند این اطلاعات ماست و شما باید آن را قبول کنید. اما بخش کوچکی از نتایج آنها که به حوزه کاری من مربوط می شود، با شواهد نمی خورد. پس باید در مورد صحت باقی قضایا هم نگران بود.》
  • ریاضیات علیه فسیل:

ژنتیک دانان کمک های ارزشمندی به روشن شدن تاریخ ماقبل انسانی کرده‌اند اما تلاش آنها متکی بر محاسبات پیچیده ریاضی است که قبول کردن استدلالشان را برای زیست شناسانی که با خاک و گل و کشف فسیل و توضیح آن حال می کنند،سخت میکند.
اگرچه آمارها حاوی اطلاعات ارزشمندی هستند اما به اندازه یک کشف باستان‌شناسی محکم و قابل باور نیستند.
حتی ژنتیکی دانان هستند که در مورد گزارش قبلی دکتر پابو درباره ژنوم نئاندرتال ها هم مدعی اند که توالی DNA گزارش شده، به میزان زیادی به DNA انسان های امروزی آلوده بوده است.
دکتر کلاین می‌گوید:《 گروه دکتر پابو برای رفع این مشکل اقدام‌های احتیاطی بیشتری در نظر گرفت اما باید دید آنها چقدر موفق بوده اند. مخصوصاً اینکه گروه دیگری در لایپزیک احتمالاً با استفاده از روش های یکسان، نتایج متفاوت به دست آورده که دکتر پابو آنها را تأیید نمی‌کند.》
دکتر کلاین درباره شواهد دیرینه
شناسی می گوید:《 انسانهای امروزی در آفریقا به وجود آمدند و در یک دوره گرم حدود ۱۲۰ هزار سال پیش به محل کنونی اسرائیل کوچ کردند.
 بعد از آن، در یک دوران سرد، حدود ۸۰ هزار سال پیش به آفریقا برگشتند وی نئاندرتال ها جای آنها را گرفتند. اینکه آیا آنها آن موقع با نئاندرتال ها همزیستی داشتند یا نه، بر ما روشن نیست. ثانیاً اگر هرگونه پیوند نژادی و آمیزشی بین انسان ها و نئاندرتال ها رخ داده، انتقال ژن ها باید دوطرفه باشد.》
اما شواهد گروه پابو نشان می دهد انتقال ژن ها فقط از طرف نئاندرتالها به ما بوده است.
  •  آغاز ماجرا:

نظریه آمیزش نژادی گروه لایپزیگ، یک فرضیه مهم امروزی را زیر سوال می‌برد؛ اینکه من چه همه ما انسانها یک نسل واحد بوده که در ۵۰ هزار سال پیش از آفریقا خارج شده است و پیش از آن فقط از تیره ژنتیکی آفریقا استفاده کرده است.
نئاندرتال ها درمیان ما
نکته: دانشمندان مدعی اند که پیوند نژادی قبل از جدایی انسان های امروزی شصت هزار سال پیش در خاورمیانه رخ داده، نه در اروپا. در حالیکه در این مکان و زمان، شواهد فسیلی و دیرینه‌شناسی کمتری برای اثبات همزیستی بین ما و نئاندرتال ها هست.
 دکتر پابو می گوید:《 آنچه ما در اینجا رد می‌کنیم فرضیه {از درون آفریقا }است. که نشان می دهد همه انسان ها از یک نسل واحد پدید آمده اند.》 به نظر دکتر پابو و همکارانش نئاندرتالها فقط با انسان های غیر آفریقایی، یعنی مردمی که آفریقا را ترک کردند آمیزش داشته‌اند.
 بنابراین، غیر افریقایی ها از ژن دومی متفاوت از ژن آفریقایی ها پدید آمده اند و این آغاز یک ماجرای دیگر در انسان شناسی است، دردسری که ممکن است وارد حوزه‌های غیر از زیست شناسی و دیرینه شناسی شود.
امیدواریم از این مطلب نهایت استفاده را برده باشید گردآورنده سایت جالبکده
منبع:فرگشت
برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا