جالبکده
علمی

هاله انرژی چیست؟

بررسی هاله انرژی و تفسیر رنگ های مختلف هاله ها

درک و تفسیرهاله

هاله، میدانی از انرژی است ( انرژی الکترومغناطیسی و سایر انرژی های عالی تر ) که همه ی موجودات زنده را احاطه کرده است، و به عقیده ی بعضی در اطراف همه ی ذرات اتمی و موجودات زنده و غیر زنده وجود دارد. برای اطلاع افراد شکاک یا علم گرا باید گفت که ما خوش شانسیم که در زمانی زندگی می کنیم که جدیدترین تکنولوژی، ما را قادر به مشاهده و اندازه گیری این میدانهای انرژیمی سازد.

تکنولوژی ما آنچه را که عرفا برای قرن ها تعلیم میداده اند اثبات می کند. ما می توانیم هاله ی انسانها را از طریق بینایی یا به روشهای دیگر درک و تفسیر کنیم.

هاله های ما همواره در حال تعامل با یکدیگر و محیط اطراف هستند. هر چه این تعامل طولانی تر یا کامل تر باشد، تأثیر آن بر هاله ها بیشتر خواهد بود. به همین علت هاله های اعضای خانواده، دوستان قدیمی و زوج های چندین ساله بسیار مشابه به نظر می رسد.

هاله انرژی
هاله انرژی

انرژی باقیمانده از تعامل های هاله ای بر اشیاء و مکان ها نیز تأثیر می کند و این تأثیر بر آنها نقش می بندد. مثلا توجه کنید که خانه های مختلف چه احساسات متفاوتی را در ما بر می انگیزند.

هر خانه ای بسته به اینکه چه کسانی در آن زندگی می کنند، هاله ای مخصوص به خود دارد، و در هر خانه هر اتاقی بسته به اینکه چه کسی در آن زندگی می کند و می خوابد، احساس منحصر به فرد دارد. خانه ای که بیشتر وقت ها خالی از سکنه است، خالی تر از خانه ای که سرشار از زندگی روزانه است به نظر می رسد، حتی اگر در حال حاضر در خانه دوم هیچ کس نباشد. چنین خانه ای را با اتاق یک هتل مقایسه کنید.

چنین اتاقی به طور مداوم تحت تأثیر تعامل متغیر و سطحی انرژی های متعدد و متفاوت است. ما باقی مانده ی انرژی خود را در همه ی مکان ها به جا می گذاریم.

چیزهایی که ما با آنها تعامل بیشتر یا عمیق تری داریم ( مانند لباسها، جواهرات، ماشین، تخت خواب، صندلی مورد علاقه، حیوان خانگی، یا اشیاء مورد علاقه ) بیشتر و عمیق تر تحت تأثیر انرژی های ما قرار می گیرند و این تأثیر بر آنها عمیق تر نقش می بندد.

آنچه افراد در هنگام انجام سایکومتری (روان نگری و روان سنجی اشیاء) تفسیر می کنند، همین انرژی باقیمانده است. همچنین انرژی باقیمانده از حوادث بسیار سخت و دلخراش است که باعث می شود مکانی حالت “ روح زده ” پیدا کند، که نوعی پارگی در ساختار زمان و مکان، یا دریچه ای به گذشته است. ما نوعی آگاهی قبلی نسبت به هاله های دیگران داریم، اگر چه بیشتر این آگاهی در سطح ناخودآگاه شکل می گیرد.

هاله انرژی
هاله انرژی

ما بر اثر مجاورت با بعضی افراد دچار احساس تخلیه و فقدان انرژی می شویم، در حالی که بعضی دیگر به ما انرژی می دهند. ما با بعضی افراد احساس سازگاری و هماهنگی می کنیم، در حالی که با بعضی دیگر احساس ناسازگاری داریم. هرگاه نوسان انرژی شخصی با ما مشابه با یکسان باشد، نسبت به او احساس جاذبه می کنیم، اما با کسی که روی طول موجی کاملا متفاوت است، راحت نیستیم.

 زبان ما انعکاس آگاهی ناخودآگاه ما از تعامل انرژی نهفته در پس این تجربه ها است. وقتی احساس می کنیم که کسی به ما نگاه می کند ، در واقع از انرژی او که با ما تعامل انجام میدهد آگاه می شویم. این پدیده برای یک روشن بین قابل دیدن است. یکی از اساتید متافیزیک نقل می کند که:

من سالها پیش هنگامی که برای دیدن هاله ها شروع به تمرین کرده بودم، نمونه جالبی از این پدیده را تجربه کردم. من منتظر یکی از دوستانم بودم تا با او در یک خانه ی بزرگ اشتراکی که او با حدود یک دوجین دانشجوی دیگر در آن شریک بودند شام بخوریم.

در حالی که با آرامش در آنجا نشسته بودم و اطراف را نگاه می کردم، متوجه مرد جوانی شدم که وارد اتاق ناهار خوری شد. او به دوست من نگاه کرد که رویش به سمتی دیگر بود و بشقابش را آماده می کرد. در این هنگام من رشته ای از انرژی به رنگ قرمز تیره را مشاهده کردم که از شبکه ی خورشیدی آن مرد خارج شد، عرض اتاق را طی کرد و میدان انرژی دوست من را کاملا احاطه کرد.

هاله انرژی
هاله انرژی

همین که این رشته با هاله ی او تماس پیدا کرد، او از حرکت باز ایستاد، سپس برگشت و مستقیما به مرد نگاه کرد، در حالی که آثار رنجش در چهرهاش دیده می شد. در این لحظه رشته ی انرژی ناپدید شد. بعدا که من آنچه را دیده بودم به دوستم گفتم، او توضیح داد که آن مرد کسی بود که به شدت باعث ناراحتی او بود،

زیرا همواره او را آزار میداد. در آن هنگام بود که من توانستم آنچه را که شاهد بودم آگاهانه جمع بندی کنم. آن مرد در حال خیال پردازی درباره ی دوست من بود، و من این خیال پردازی و واکنش دوستم را در سطح ناخودآگاه مشاهده کرده بودم. او به سادگی احساس کرده بود که کسی به او نگاه می کند و احساس ناراحتی کرده بود، در حالی که علت آن را آگاهانه نمی دانست، تا وقتی که برگشته، آن مرد را دیده بود.

همچنین او نقل می کند که: اولین هاله ای که مشاهده کردم، هاله ی یکی از استاتیدم در دانشگاه میشیگان بود. من برای دیدن هاله ها سعی نکردم، بلکه این پدیده به صورت اتفاقی برایم رخ داد. من در حالی که خیلی خسته بودم در یک سالن کنفرانس بزرگ نشسته بودم، روبرویم چند نفر از دانشجویان ظاهرا در خوابی راحت بودند. من در حالت نیمه خسته بودم، آرام و سبکبال.

همچنان که توجهم بین درون و بیرون سرگردان بود، درخششی به رنگ زرد طلایی در اطراف سر استادم شروع به پدید آمدن کرد. هنگامی که او به طرف جلو به سوی میکروفون حرکت می کرد و در نور اتاق قرار می گرفت، دیدن این درخشش مشکل تر می شد، اما وقتی او به طرف عقب حرکت می کرد و از روشنایی خارج می شد درخشش باز پدیدار می شد. وقتی کمی تمرکز بینائیم را تغییر دادم، درخشش، روشن تر، بزرگتر و واضح تر شد. شگفت زده شده بودم.

من که آن زمان اطلاعات چندانی درباره ی هاله نداشتم، نمی دانستم که آیا آنچه میدیدم هاله بود یا نه. سپس شروع به نگاه کردن به اطراف سالن کم نور کردم، و از مشاهدهی هاله های اطراف سرهای دانشجویان متحیر شدم. این تجربه را به این دلیل برای شما بازگو کردم که بعضی از اجزای کلیدی شرایط ایده آل برای درک هاله ها را مشخص می کند: من در حالت مدیتیشن (آرامش و سکوت کامل ذهن) قرار داشتم، و بسیاری از تجربه های جالب روحی و معنوی در حالت مدیتیشن کسب شده اند. مدیتیشن تکنیک مهمی است که در تمام جهان برای تکامل روحی و معنوی تجویز می شود. هنگامی که شخص گفتگوی بی وقفه ی ذهن آگاه را متوقف می کند، زمزمه ها و انرژی های ظریف قابل درک می شوند.

هاله انرژی
هاله انرژی

استاد، موضوع ادیان شرقی را تدریس می کرد. نکته ای که من در آن زمان به آن توجه نکرده بودم، این است که او بدون شک سال ها وقت، صرف مدیتیشن و تمرین معنوی کرده بود.

هر چه شخصی سالم تر و از لحاظ معنوی تکامل یافته تر باشد، هاله ی او بزرگتر و روشن تر خواهد بود. به همین دلیل است که تصویر مسیح، قدیسان و سایر افراد پارسا در طول تاریخ با هاله هایی در اطراف سرشان نقاشی شده است.

هاله های آنها چنان روشن بوده است که به آسانی توسط هنرمندان و احتمالا همه ی مردم درک می شده است. من در آرامشی عمیق بودم. ذهن من خالی و آزاد بود و چشمانم روی نقطه ی خاصی متمرکز نبودند.

این حالت نیمه خلسه بسیار مهم است، مخصوصا در هنگام یادگیری مشاهده ی هاله ها. استاد من در حال صحبت برای گروه بزرگی از مردم بود. احساسی که یک شخص هنگام صحبت کردن در برابر یک جمعیت شنونده تجربه می کند ( چه شادی بخش و چه وحشت زا ) تا حدود زیادی از انرژی عظیم روحی / هاله ای منشاء می گیرد، که از طرف جمعیت به واسطه ی توجه آنها به طرف گوینده جریان پیدا می کند.

این جریان انرژی، انرژی یا هاله ی گوینده را به شدت تقویت می کند. آسان ترین هاله ها برای دیدن، هاله افرادی است که در برابر یک گروه به تدریس، اجرای نقش یا صحبت مشغولند. اگر شخص در حال تدریس یک موضوع معنوی باشد مقدار انرژی قابل مشاهده، شگفت آور است.

جالب ترین جلوه های هاله ای را، من هنگام تماشای ورود انرژی متافیزیک به بدن یک مدیوم (فرد واسط بین زندگان و مردگان) مشاهده کرده ام. من عملا وقوع این پدیده را دیده ام ( هر چند در این مورد کمی مشکوکم، زیرا تجربه های خود من در زمینه ی ارتباط روحی، متفاوت بوده اند ).

هاله انرژی
هاله انرژی

من یک مدیوم را هم دیده ام که می گوید این پدیده عملا رخ می دهد و او اطلاعات را از روحی خارج از بدن خود، یا از “ خود برتر ” خود دریافت می کند. مشاهده ی چنین حالتی خیره کننده است. تفسیر آنچه درک می کنید در ابتدا ممکن است درخششی به رنگ سفید مایل به آبی در اطراف سر و بدن سوژه مشاهده کنید.

آنچه می بینید کالبد اتری است. کالبد اختری ( یک سطح خارج از کالید اتری ) جایی است که درک رنگها آغاز می شود. هر چه به طرف سطح خارج هاله میرویم مهارت ما نیز باید خالص تر شود، زیرا هر چه از کالبد اتری به طرف کالبد اختری / عاطفی، کالبد ذهنی و بالاخره کالبدهای معنوی میرویم انرژی خالص تر و ظریف تر می شود.

رنگ هایی که در فاصله ی ۳۰ سانتی متری از بدن دیده میشوند مربوط به احساسات هستند، ۳۰ سانتی متر دوم یا همین حدود مربوط به افکار، و بعد از آن مربوط به موضوعات معنوی است. اطلاعات زیر درباره ی رنگ ها و معانی آنها به عنوان راهنمایی های کلی برای شما بیان میشود. به هر حال، در همه ی تجربیات شما مخصوصا در موضوعات روحی معنوی قضاوت نهایی به عهده قوهی شهود شما است.

رنگ مایه ها و رنگهای خالص و ملایم نشانگر انرژی مثبت یا سالم و ناب هستند. هرچه رنگ روشن تر و خالص تر باشد، انرژی مثبت تراست. هر چه رنگ تیره تر یا سنگین تر باشد، انرژی بیشتر آلوده به منفی گرایی، عدم تعادل یا ترس است.

معنی رنگ های مختلف هاله ها

هر رنگ دارای سایه های ( تونالیته) های بیشمار است، بنابراین فریب سادگی ظاهری لیست زیر را نخورید.

هاله قرمز

رنگ قرمز خالص و روشن در هاله بیانگر تمایل به مادیات است. شخصی که این رنگ در هاله ی او غالب است فردی ورزشکار یا شهوانی، پرشور، با اراده و یا قوی است.

درخشش های قرمز رنگ اغلب نشانه ی خشم، قرمز تیره ( متمایل به آلبالویی ) احتمالا نشانهی شهوت، و قرمز مات اغلب نشانهی رنجش و ناخشنودی است. در بررسی هاله از لحاظ بیماریهای جسمی، قرمز اغلب نشانهی تحریک بیش از حد یا التهاب در آن ناحیه است.

هاله نارنجی

نارنجی خالص نشانگر خلاقیت و عاطفه است. این رنگ اغلب شجاعت و شادی را نشان میدهد. نارنجی کدر می تواند نشانهی تکبر و غرور باشد.

هاله زرد

رنگ زرد خالص بطور خیلی شایع در اطراف سر مردم دیده میشود. این رنگ نشانگر تفکر و خرد است، و وفور رنگ زرد در هاله نشانه ی یک فرد اندیشمند است. این رنگ همچنین میتواند نشانه ی شادی و سرزندگی، یا خلق و خوی شاد باشد. زرد ناخالص می تواند نشان دهندهی مشغله ی شدید ذهنی و عدم تعادل فکری، یا شخصی با ذهن بسته، متعصب یا خرده گیر باشد.

هاله سبز

سبز روشن و خالص نشانگر شفا و رشد است، و اغلب مشخص کننده ی یک شفاگر است. بسیاری از پرستاران و شفادهندگان طب جایگزین، این رنگ را به صورت غالب در هاله ی خود دارند. پزشکان نیز ممکن است این رنگ را در هاله ی خود داشته باشند، اما همچنین ممکن است هاله ی آنها بیشتر به رنگ زرد به نشانه تفکر تمایل داشته باشد. رنگ سبز نشانه ی مهربانی و دلسوزی نیز هست. سبز کدر نشانهی حرص و طمع است.

ممکن است در هنگام مشاهده ی هاله ی یک سخنران سایه ای به رنگ زرد – سبز کدر و بیمارگونه ببینید. این سایه نشان دهنده ی تفکری است که در خدمت طمع و سودجویی قرار گرفته است و بطور کلی شخصی را نشان می دهد که از تفکر خود برای کسب منفعت و برآوردن نیازهای خود استفاده می کند. البته نمی خواهیم بگوییم که همه ی سخنوران افرادی سودجو هستند، یا سخنوری پیشه ی افراد طماع است!

به هر حال اگر در هاله ی یک سخنران چنین رنگی را مشاهده کردید بهتر است درباره ی او بیشتر تحقیق کنید.

 

هاله آبی

تونالیته های ( سایه های ) گوناگونی از رنگ آبی در هاله ها دیده می شوند. رنگ آبی بطور کلی نشان دهنده ی آرامش، معنویت و پارسایی است، و در هاله ی جویندگان حقیقت قابل مشاهده است. رنگ آبی اغلب نشانه ی تکامل روحی | معنوی است. آبی فیروزه ای می تواند نشانگر یک روح پرشور، جوان، ماجراجو و کنجکاو باشد.

آبی سلطنتی روشن نشانه ی فرد صادق، درستکار و وفادار است. آبی روشن نشان دهنده ی قدرت بالای تجسم و شهود است. رنگ آبی کدر نشانهی افسردگی و تنهایی و همچنین دلهره و نگرانی است.

هاله بنفش

رنگ بنفش و ارغوانی در هاله نشانه ی روحیه ی معنوی یا مذهبی است. بنفش سلطنتی، قدرت رهبری و اراده را نشان میدهد. بنفش صورتی کدر می تواند نشانهی ناپختگی، وابستگی و نیازمندی باشد.

هاله طلایی

رنگ طلایی نشان دهنده ی قدرت، پیشرفت معنوی، از خودگذشتگی، الهام بخشی و هماهنگی ( هارمونی ) است. طلایی رنگی الهی  است.

هاله خاکستری

خاکستری به طور کلی نشانه ی ترس است. رنگ خاکستری سایر رنگ های هاله را نیز کدر می کند و خلوص آنها را ضایع می سازد.

نقره ای جنبه ی مثبت این رنگ است و نماینده ی انرژی های ایزد بانوها ( الهه ها ) است. رنگ نقره ای همچنین نشانه ی خوشبینی، شهود و بیداری معنوی است.

هاله قهوه ای

رنگ قهوه ای اگر زنده و خالص باشد نشانهی تعادل فکری و استقامت است. این رنگ دارای یک نوسان زمینی است. رنگ قهوه ای کدر می تواند علامت انسداد و اختلال در انرژی باشد.

هاله سیاه

رنگ سیاه می تواند نشانه ی ترس یا نفرت باشد، همچنین نشان دهنده ی مشکلات، عدم تعادل و اعتیادها است. البته سیاه خالص و براق می تواند نشان دهندهی حفاظت، رمز و راز یا دانشی باشد که به طرز عاقلانه حفظ شده است.

هاله سفید

رنگ سفید می تواند علامت پاکی، خلوص و راستی باشد، اما این رنگ اغلب ترکیبی از رنگهای متعدد است که به خوبی درک و یا تفسیر نشده اند. گوی های سفید رنگ بالای شانه های سوژه اغلب نشانه ی نگهبانان معنوی یا فرشتگان محافظ هستند که در زندگی فرد، مهم و تأثیر گذار هستند.

ترکیب رنگ ها نشان دهنده ی ترکیب جنبه های گفته شده است. مثلا ترکیب آبی سبز می تواند نشان دهنده ی فردی باشد که از طریق جستجوی معنوی برای حقیقت، در حال بهبود است. در مشاهده ی هاله، گوش دادن به ندای شهود خود، برای تفسیر آنچه می بینید مهم است. برای درک آنچه می بینید از آن سئوال کنید و سیستم ادراک خود را بر پایه ی تجربیات خود تقویت کنید.

مقاله مرتبط:ویکی پدیا

 

-بیشتر بخوانید:

چشم سوم چیست؟

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا